ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )

105

شرح نهج البلاغة ( فارسي )

است به جهت اشتراك در وجه شبه معقول باشد وممكن است به سبب اشتراك در وجه شبه معقول ومحسوس باشد . مثال براي صورت اوّل مانند تشبيه گونهء انسان به گل قرمز ( مشبّه ، مشبّه‌به ووجه شبه محسوسند ) . مثال براي صورت دوم مانند قول رسول خدا ( ص ) : « بپرهيزيد از گياهى كه در مزبله روئيدن است « 53 » » . طرفين تشبيه محسوس ووجه شبه معقول است . مشبّه ( زن زيبا ) مشبّه به ( گياه روييده از مزبله ) هر دو محسوسند ، ولى وجه مشابهت ( همانند شدن حسن ظاهري با قبح باطني ) امرى عقلي است . مثال براي صورت سوم مانند تشبيه شخص بلند مرتبهء زيبا صورت به خورشيد به خاطر اشتراك آن دو در ارزش حقيقي كه امرى عقلي است واشتراك در روشنى كه امرى حسّى است . در تشبيه معقول به معقول يا معقول به محسوس ويا محسوس به معقول ممكن نيست كه وجه مشابهت غير عقلي باشد زيرا وجه مشابهت مشترك بين دو طرف تشبيه است . اگر وجه شبه محسوس باشد با توصيف معقول به آن جايز نيست واگر وجه شبه معقول باشد جايز است زيرا صحيح است از آنچه كه محسوس نيست امر محسوس صادر شود ، بنا بر اين ثابت شد كه تشبيه با وجه شبه معقول نسبت به وجه شبه محسوس عمومىتر است . بحث چهارم - تشبيهى كه وجه شبه آن محسوس باشد كاملتر است از تشبيهى كه وجه شبه آن معقول باشد ، به دو دليل زير : أول آن كه در تشبيه بيشتر تخيّل دخالت دارد وتخيّل در تشويق وتهديد جانشين تصديق مىشود وتخيّل در درك ونگهدارى كيفيّات حسّى قويتر از درك أمور عقلي است . دوّم آن كه اشتراك در خود صفت ( محسوس ) مقدّم بر اشتراك در مقتضاى

--> ( 53 ) ايّاكُمْ وَخَضْراءُ الدّمن .