ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )
90
شرح نهج البلاغة ( فارسي )
ب - اگر لام تعريف بر خبر اضافه شود مانند : زيد المنطلق ، يا زيد هو المنطلق ، كه در اين صورت لام در خبر مفيد انحصار خبر است براي زيد ، يعنى فقط زيد آزاد شده است . اگر لامي كه بر خبر وارد مىشود لام عهد باشد ، مثل اين كه معتقد به وجود آزاد شدهء معينى باشى ولى معلوم نباشد آن آزاد شده زيد است يا عمرو ، پس اگر بگويى : زيد المنطلق ومنظور رهايى زيد باشد ، رها فقط منحصر به زيد مىشود . واگر لامي كه بر خبر وارد مىشود براي بيان واقعيّت خبر باشد از توصيف آن حصر فهميده مىشود . لامي كه براي بيان حقيقت خبر باشد افادهء حصر خواهد كرد مشروط بر اين كه منحصر كردن خبر ممكن باشد مانند : زيد هو الوفىّ ، كه گمان خير به غير زيد نمىرود . در غير اين صورت ( يعنى عدم انحصار خير در زيد ) مقصود از لام خبر مبالغه است مانند : زيد هو العالم ، يا هو الشجاع ، كه براي مبالغه است . زيرا حقيقت دانش وشجاعت را نمىتوان در زيد منحصر ساخت . هر گاه جمله بر عكس حالت معمولى باشد ، يعنى صفت ، مقدّم واسم ذات ، مؤخر قرار بگيرد مانند : المنطلق زيد ، در اين صورت معلوم است كه شخصي آزاد شده است ولى اين كه آن شخص زيد است يا كس ديگرى براي شنونده معلوم نيست به همين خاطر ابتدأ المنطلق بيان مىشود وسپس زيد ، يعنى آن كس كه رها شده زيد است قاعدهء خبر دادن اين است كه معلوم مبتدأ ومجهول خبر قرار گيرد . فصل دوّم - دلالات معنوي در بارهء حقيقت ومجاز بحث اوّل - در معناى حقيقت ومجاز وتعريف آنها حقيقت بر وزن فعيلت به معناى مفعول از ريشه حق گرفته شده وبه معناى ثبات است وآنچه كه مخالف مجاز باشد حقيقت گفته مىشود ، زيرا حقيقت مفهوم مثبتى است