ناشئ اكبر ( مترجم : على رضا ايمانى )

97

مسائل الامامة ومقتطفات من الكتاب الاوسط ( فرقه هاى اسلامى و مسأله امامت ) ( فارسي )

بوده ، مردى از متكلمان حشويّه است كه به نام اسماعيل جوزى شناخته مىشود . وى اين عقيده را در بغداد رواج داد و همو پيشواى حشويّه بود . 114 . گروهى ديگر از حشويّهء بغداد به « وليديّه » - پيروان وليد كرابيسى - شهرت دارند . وليد اهل علم كلام بود و با متكلّمان هم‌نشينى داشت . اين گروه معتقد بودند كه امامان پس از پيامبر ( ص ) ، چهار نفرند : ابو بكر ، عمر ، عثمان و على ( ع ) ، و مىپنداشتند كه حضرت على ( ع ) ، طلحه ، زبير ، معاويه و عمرو عاص در جنگ با يكديگر مرتكب گناه نشدند ؛ چه اينكه اينان گروهى از اصحاب رسول خدا ( ص ) بودند كه اجتهاد كرده و هريك از آنان به اين نتيجه رسيده بود كه در آنچه مردم را به سوى آن فرامىخواند ، به حق است و در جنگ با هركه با او مخالفت مىورزد ، خطا نرفته است . ازاين‌رو همه آنان ، طبق اجتهاد خود آنچه را خداى عزّ و جل بر ايشان تكليف كرده بود ، انجام دادند ؛ پس هيچ كدام به خطا نرفته‌اند . اما تكليف خون‌هايى كه در اين جنگ‌ها ريختند ، همانند خون‌هايى است كه با تكيه بر برخى احكام شرعى ريخته مىشود . چرا كه برخى از آنان معتقد بودند ، مرتدّ را بايد كشت ، هرچند از كفر خود توبه كند و مىپنداشتند كه توبهء او ميان خود و خدايش هست ، ولى حدّ مرتدّ ، به‌هرحال قتل است ؛ و گروهى عقيده داشتند كه اگر مرتد توبه كند كشته نمىشود . عدّه‌اى بر آن بودند كه فرد مسلمان به خاطر [ قتل ] كافرى كه در ذمّهء اسلام است [ به قصاص ] كشته مىشود و در مقابل ، عدّه‌اى قبول نداشتند . ازاين‌رو هر گروه طبق اجتهاد خود ، وظيفهء خويش را ادا كرده است و همچنان‌كه اصحاب پيامبر ( ص ) را به خاطر خون‌هايى كه در راه اجراى احكام ريختند ، تخطئه نمىكنيم ، زيرا به اجتهاد خود عمل كردند ، همچنين اينان را نسبت به آنچه در اين جنگ‌ها انجام دادند ، خطاكار نمىدانيم ؛ زيرا اينان نيز به اجتهاد خويش عمل كرده‌اند . اين بود اختلاف حشويه و اصحاب حديث در مسئلهء امامت كه به چهار فرقه تقسيم مىشدند : كوفيان كه حضرت على ( ع ) را بر عثمان مقدم