ناشئ اكبر ( مترجم : على رضا ايمانى )

93

مسائل الامامة ومقتطفات من الكتاب الاوسط ( فرقه هاى اسلامى و مسأله امامت ) ( فارسي )

است : « اگر سالم غلام ابو حذيفه زنده بود ، خلافت را به عهدهء او مىگذاشتم و ترديدهاى ديگران دربارهء او مرا از اين كار باز نمىداشت . » ازاين‌رو مىگويند : اگر امامت براى غير قريش روا نباشد عمر در مورد سالم كه از موالى بود ، چنين نمىگفت . آنان حديث پيامبر ( ص ) را كه « تمامى پيشوايان از قريش‌اند » ، تأويل برده و گفته‌اند پيامبر ( ص ) [ در حديثى ديگر ] فرموده : « تا وقتى كه اگر از آنان درخواست ترحّم شود ، دلسوزى كنند و اگر قضاوت كنند به عدل و داد عمل نمايند و اگر تقسيم كنند به قسط و عدل رفتار نمايند » ، يعنى اگر قريش به اين اوصافى كه پيامبر ( ص ) برشمرده شناخته شده نباشند ، امامت از آن آنان نيست . در حديث آمده است كه پيامبر ( ص ) فرموده : « با قريش [ بر عهد و پيمان خود ] پايدار باشيد تا وقتى كه آنان با شما پايدارند . و هرگاه پايدار نماندند ، شمشيرهاى خود را به دست گرفته ، ريشهء آنان را بر كنيد . » ازاين‌رو گفته‌اند هرگاه قريش ستم پيشه كند و فساد نمايد و حرمت‌ها را بشكند ، خداى عزّ و جل مبارزه با آنان و بازپس گرفتن امامت از آنان را طبق آنچه در اين حديث پيامبر ( ص ) آمده ، واجب كرده است . بيشتر مرجئه و معتزله به همين عقيده گرايش پيدا كرده‌اند . 109 . تمامى مرجئه ، ابو بكر و عمر و عثمان و على ( ع ) را دوست مىداشتند و معتقد بودند كه ابو بكر بعد از پيامبر ( ص ) بهترين مردم بوده است و طلحه و زبير را نيز دوست داشته و معتقد بودند كه آن دو قبل از كشته شدن توبه كرده و از جنگ با حضرت على ( ع ) منصرف گشته‌اند . جز اينكه وقتى مروان بن حكم از پشيمانى آنان مطلع شد ، پيشدستى كرده ، با پرتاب تيرى طلحه را از پاى درآورد و زبير هم كه از جنگ منصرف شده بود و باز مىگشت ، عمرو بن جرموز در پى او رفته و در منطقهء وادى سباع ، او را كشت . اين بود اختلاف مرجئه [ در امر امامت ] و آنان دو دسته بودند : پيروان ابو حنيفه كه معتقدند امام بايد تنها از قريش برگزيده شود ، و غيلانيه كه قائل‌اند ، امام مىتواند از ديگر مردم هم برگزيده شود .