ناشئ اكبر ( مترجم : على رضا ايمانى )

89

مسائل الامامة ومقتطفات من الكتاب الاوسط ( فرقه هاى اسلامى و مسأله امامت ) ( فارسي )

حال ، آنان بايد پيشوايانى باشند كه يكديگر را بر نيكى و تقوا يارى كنند . » او چنين مىپنداشت كه اصل در انتخاب امامان همين است و مىگفت : « هرگاه پيامبر ( ص ) بر يكى از سرزمين‌هاى مشركان پيروز مىشد و اهل آن منطقه مسلمان مىشدند ، كسى را بر آنان مىگمارد تا احكام اسلام را به آنان آموخته و عهده‌دار قضاوت در بين آنان گردد و از ثروتمندان آنها صدقه دريافت كرده ، به تهىدستانشان بپردازد و اگر در برابر آنان دشمنى وجود داشت به كمك آنان با دشمنان بجنگد . و كارگزاران پيامبر ( ص ) در شهرها همواره اميران آن بلاد و پيشوايان اهل آن بوده‌اند . » او مىافزايد : « هنگامى كه خداوند پيامبرش را به سوى خود خواند ، اهل شهرها آنچه را كه پيامبر ( ص ) در مورد انتخاب پيشوايان برعهدهء آنان گذاشته بود ، در اختيار داشتند . ازاين‌رو اهل هر سرزمينى پس از پيامبر ( ص ) حق دارند تا براى خويش امامى برگزينند ، درست به همان روشى كه پيامبر ( ص ) براى آنان پيشوا برمىگزيد . » 104 . ابو بكر اصمّ مىگويد : « در صورتى كه انتخاب يك امام بيشتر به مصلحت آنان باشد ، مردم حق دارند توافق بر يك امام را لازم بدانند ، چنان‌كه در مورد ابو بكر ، عمر و عثمان چنين كردند ؛ ولى هميشه به مصلحت نيست كه مردم بر يك امام اتفاق داشته باشند ، بلكه در مثل اين زمان ، مصلحت آن است كه پيشوايان مختلفى برگزينند ، زيرا يك امام نمىتواند آنان را سامان دهد و بر او اتفاق‌نظر پيدا نمىشود و نمىتواند اهل فضل و شرف را در هر شهر و منطقه‌اى شناسايى كند و به خود نزديك كرده ، با آنان مشورت نمايد و از آنان يارى بجويد . » او مىپنداشت كه هرگاه يكى از مردم شهرها و مناطق دور بخواهد با امام واحد تماس بگيرد دچار سختى و شدت مىشود ؛ ازاين‌رو بهتر همان است كه مردم در چنين دورانى به يك امام اكتفا نكنند . اين بود اختلاف معتزليان معتقد به امامت مفضول كه بر سه دسته بودند : 1 . بشريّه : پيروان بشر بن معتمر كه معتقد بودند : بعد از پيامبر ( ص )