ناشئ اكبر ( مترجم : على رضا ايمانى )

62

مسائل الامامة ومقتطفات من الكتاب الاوسط ( فرقه هاى اسلامى و مسأله امامت ) ( فارسي )

لاهوتى پيامبر ( ص ) بوده و آن حضرت معجزات را به وسيله آن انجام مىداده و مردم را از امور غيبى آگاه مىساخته و اين همان روح القدس است . سيد حميرى با اينكه خود اهل غلو است و در تشيع افراطى است ، اين گروه را با اشعار خود چنين هجو كرده است : « گروهى بىمورد در مورد على ( ع ) غلوّ كرده و در عشق او خويش را به تعب افكندند و اظهار داشتند كه او خداست . آفريدگار ما برتر از آن است كه فرزند يا پدر كسى باشد . مگر حضرت على ( ع ) فرزندى نياورد و زاده نشد ؟ گويا شما داماد او را نمىشناسيد و از نسب او اطلاعى نداريد ! پدر و دايى او شناخته شده‌اند و در ميان مردم كسى از آن دو در نسب شريف‌تر نيست . او [ در كودكى ] در پارچه‌اى در دامان دايه‌اش پيچيده بود و هرگاه خواسته‌اش را برنمىآورد مىگريست . او كسى جز وصى پيامبر ( ص ) ، دانشمند ، زيرك ، مخزن اسرار ، و برگزيده‌اى براى حكومت و زمامدارى نبود . ما نه او را پروردگار مىدانيم و نه فرشته مىخوانيم و نه پيامبر مىناميم آن‌گونه كه دروغگويان سخن مىگويند . » 57 . اين فرقه معتقدند كه قيامت يعنى بيرون رفتن روح از بدن و انتقال آن به بدنى ديگر ؛ و مىپندارند كه هرگاه ارواح اطاعت [ خدا ] كرده باشند به بدن‌هاى پاكيزه و صورت‌هاى زيبا منتقل شده و به لذت‌هاى جاودان مىرسند و سپس به ميزان پاكيزگى خود پيوسته در مراتب نيكى و پاكى و لذت درجات كمال را طىّ مىكنند تا فرشته شوند و در بدن‌هاى نورانى و مصفّا استقرار يابند . ولى اگر ارواح گنهكار باشند به بدن‌هاى نجس و صورت‌هاى ناپسندى همچون سگ ، ميمون ، خوك ، مار و عقرب منتقل مىشوند . ازاين‌رو معتقدند كه بهشت و جهنّم چيزى جز بدن‌ها نيست و اين گفتهء خداى عزّ و جل [ در قرآن ] را كه : « خانهء آخرت حيوان [ و زندگى واقعى ] است اگر مىدانستند . » « 1 » چنين تأويل كرده‌اند كه آن آخرتى كه مردم پس از

--> ( 1 ) . عنكبوت ، 64 .