ناشئ اكبر ( مترجم : على رضا ايمانى )
49
مسائل الامامة ومقتطفات من الكتاب الاوسط ( فرقه هاى اسلامى و مسأله امامت ) ( فارسي )
به گروهى از دوستدارانت كه تو را خليفه و امام خود مىدانند آسيبها رسيد آنان در راه [ رضاى ] تو با تمامى اهل زمين كه هفتاد سال از نظر آنان غايب شدهاى دشمنى كردند اكنون اى زادهء خوله ، اگر همچنان در آن سرزمين بمانى مايهء بسى غم و اندوه است ما در حالى كوه رضوى را مشاهده مىكنيم كه تو در نزديكى آن هستى ولى [ با اين حال ] ما نمىتوانيم در كنار هم اجتماع كنيم مردمان [ عقيدهء ] ما را دربارهء تو منحرف باطل مىشمرند و با ما به دشمنى و خصومت رفتار مىكنند و در گفتارى دراز به ما چنين مىگويند كه : آيا مردى را انتظار مىكشيد كه مرده است و با خاك گورستان همجوار گرديده و ميان ما و او سدّى استوار برقرار شده است اما ما آنان را خسته و درمانده كرديم و تنها به ريسمان محكم تو اى فرزند خوله چنگ زده و تمسك جستيم و اينكه به فرمانت گردن نهاديم موجب [ افزايش ] اندوه و ناراحتى آنان شد . پاسخ ما به آنان اين است كه شما دروغ مىگوييد و سوگند به آنكسى كه انسانها را آفريد شما شكست خوردهايد او در درهء حاصلخيز رضوى است و فرشتگان با وى به گفتوگو مىنشينند . پسر خوله طعم مرگ را نچشيده و هيچ زمينى استخوانهاى او را در بر نگرفته است او در آن سرزمين چاشتگاهى مناسب و جايگاهى دارد