ناشئ اكبر ( مترجم : على رضا ايمانى )

169

مسائل الامامة ومقتطفات من الكتاب الاوسط ( فرقه هاى اسلامى و مسأله امامت ) ( فارسي )

بحران‌هاى روحى مىباشند ، البته گاهى هم شخصى در هفتمين روز بيمارىاش كه [ به گفته آنان ] روز بحران اوست يا در نيمه و پايان ماه ، گرفتار بحران مىشود ، ولى تحقّق اين بحران نه به خاطر هم زمان شدن با ايّام ماه و گردش قمر است ، بلكه به دليل روزهاى بيمارى اوست . اين گروه پنداشته‌اند كه ميزان اخلال [ در قواى ادراكى انسان ] ، به چگونگى تركيب اخلاط بستگى دارد . اين اخلاط چهارتاست كه هريك از آنها هنگام بيمارى ، فعاليت بيشتر يا كمترى پيدا مىكنند ، هنگامى كه تمامى اين اخلاط متعفّن گردند ، به نوبت هريك از آنها را تب فرامىگيرد و سرانجام در روز چهارم ، بحران و اختلال نمايان مىشود ؛ چه اينكه هرگاه اساس مريضى وابسته به ميزان خروج هريك از اخلاط [ از حدّ اعتدال ] باشد ، در روز چهارم ، مريضى تضعيف نگرديده و سلامتى حاصل نشده است ؛ هرچند تنها يكى از اخلاط باقى باشد . ازاين‌رو اختلال حاصل مىشود . و هرگاه ريشهء فسادى در اين اخلاط پديد آيد ، بايستى مهلت داد تا بيمارى ، گردش ديگرى را آغاز كند . آنگاه اگر در روز هفتم ، تنها خلط چهارم باقى ماند و ريشهء فساد اخلاط كاهش يافت ، وجود اختلال ، بسته به ميزان استمرار اين وضعيت است . * * * 209 . برخى [ فلاسفه ] گفته‌اند : يك نقطهء آغاز اعداد و منشأ پيدايش آنهاست ؛ ازاين‌رو خودش عدد نيست . اما مخالفان اين گروه ، اظهار داشته‌اند كه اگر يك عدد نباشد ، پس دو هم نمىتواند عدد باشد ، زيرا از [ تركيب ] دو يك كه هيچ كدام عدد نيستند ، عددى به وجود نخواهد آمد . اين گروه ، شمارهء يك را عددى مبهم پنداشته‌اند . همچنين گفته شده است كه عدد يك ، مصداق هيچ‌يك از مقولات قرار نگرفته است .