ناشئ اكبر ( مترجم : على رضا ايمانى )
147
مسائل الامامة ومقتطفات من الكتاب الاوسط ( فرقه هاى اسلامى و مسأله امامت ) ( فارسي )
پاسخ آنچه را خداوند گفتن آن را فرمان داده است ، بگويد . و چنين استدلال كردهاند كه اگر شخصى اسيرى داشته كه از نزد وى گريخته و اكنون مىخواهد او را [ دستگير كرده ، ] بكشد ، اگر از ديگرى بپرسد كه آيا او را ديدهاى و اين شخص بگويد : خير ، در اين صورت راست گفته است ، هرچند او را ديده باشد ؛ زيرا او وظيفهء خود را در برابر آنچه خداى تبارك و تعالى به او فرمان داده [ جلوگيرى از كشته شدن نفس محترم ] ، ادا كرده است ؛ در حالىكه اگر چنين كسى كاذب بود ، اطاعت فرمان خدا نكرده بود . 140 . دستهء سوم چنين گفتهاند : صدق بهمعناى خبر دادن از چيزى است آنچنانكه هست . و چنين استدلال كردهاند كه معناى صدق و راستى از جانب ما ، اختلافى با صدق از ناحيهء خداى عزّ و جل ندارد . اگر صفت صدق و همچنين وعده و وعيد و امر و نهى الاهى با همين افعال از ناحيهء ما متفاوت مىبود ، در اين صورت براى ما معلوم نمىشد . شايد وقتى خداوند به ما خبر مىدهد كه فلان چيز وجود يافته است ، آن چيز تحقّق نيافته باشد ، و اين سخن خدا راست باشد ! همچنين اگر كسى بگويد : من به فلان مسئله اعتقاد دارم و پيش خود به [ صدق ] آن گواهى مىدهم ، در حالىكه مسئله آنگونه كه مىگويد نباشد ، تنها گواهى او دروغ بوده ، ولى سخن دروغى نگفته است ! 141 . [ متكلّمان ] گفتهاند : نمىتوان تمامى افعالى را كه ايجاد مىشود ، به طبيعت يا سبب [ ديگرى ] نسبت داد . اما نتايجى كه از افعال ما حاصل مىگردد ، مانند فهم و ادراكى كه پس از خيره شدن و عميق نگريستن به دست مىآيد ، يا سوختنى كه پس از گردآورى هيزم و آتش حاصل مىشود ، خداوند آنها را ابتدائا ايجاد مىكند و خدا مىتواند هيچيك از اينها را ايجاد نكند . در اين صورت ممكن است انسانى ، داراى ديد سالم و بدون عيب باشد و شىء قابل رؤيت در برابر ديدگانش قرار گيرد ، ولى خداوند ادراك [ ديدن ] را براى او نيافريند و او نتواند ببيند . 142 . معتزليان [ در اينباره ] گفتهاند : در ميان افعالى كه برشمرديم ، هر