ناشئ اكبر ( مترجم : على رضا ايمانى )
143
مسائل الامامة ومقتطفات من الكتاب الاوسط ( فرقه هاى اسلامى و مسأله امامت ) ( فارسي )
اما گروه ديگر گفتهاند كه توكّل بهمعناى حفاظت نكردن يا منفعت نخواستن در مواردى كه بدان مكلّف شدهاى نيست ؛ بلكه مفهوم توكّل آن است كه قبلا معتقد باشى كه آنچه از سر تو گذشته ، مقدّر نبوده كه به تو برسد ، و آنچه به تو رسيده ، مقدّر نبوده كه از تو بگذرد . بنابراين ، همراه با طلب منافع غصّه نخور و همراه با پاسدارى خويش از امور ناخوشايند اندوهگين نباش ؛ زيرا تو مكلّف شدهاى كه خود را به هلاك نيفكنى . دستهء سوم گفتهاند كه توكّل اعتقاد قلبى است ، اعتقاد به اينكه خداى عزّ و جل خود تأمين كنندهء [ نيازهاى ] آفريدگانش هست ، و توكّل بهمعناى شناخت نيست ؛ زيرا شناخت به صورت جبرى حاصل مىشود [ در حالىكه اعتقاد ، امرى اختيارى است ] . 125 . عبد اللّه مىگويد : توكّل نه بهمعناى معرفت و شناخت تنهاست و نه به اين معنا كه بلا را دفع نكنى و منفعت را به دست نياورى ؛ زيرا تو به اين كارها موظّف هستى . بلكه توكّل اعتقاد قلبى توست به اينكه خداى عزّ و جل آنچه را تأمين آن به مصلحت توست ، برآورد . نه به اين معنا كه خدا را همواره كفايت كنندهء خلق بدانى ؛ زيرا خداى عزّ و جل در مواردى بندگانش را كفايت مىكند و در مواردى آنان را به امورى مىآزمايد و كفايت و تأمين الاهى با آزمون و گرفتارى جمع نمىشود . 126 . فرقهء معتزله و عبد اللّه نيز گفتهاند كه دعا و حاجتخواهى از خدا بر چند قسم است : گاهى از باب تعبّد و امتثال فرمان است ، چنانكه خدا بگويد : فلان حاجت را درخواست كن و تو تنها به خاطر اطاعت فرمان او ، آن چيز را بخواهى . و گاهى بدين صورت است كه از او چيزى درخواست كنى كه مورد احتياج توست ؛ مانند تقاضاى تفضّل و احسان از خدا . 127 . جبريان معتقدند كه هرآنچه را خداوند وعدهء انجام آن را داده است ، درخواست انجام آن كار در آن وقت از او جايز نيست ؛ مگر آنكه انجام آن را موكول به شرطى كرده باشد ، چنانكه بگويد : خطايت را خواهم بخشيد ، اگر