ناشئ اكبر ( مترجم : على رضا ايمانى )
134
مسائل الامامة ومقتطفات من الكتاب الاوسط ( فرقه هاى اسلامى و مسأله امامت ) ( فارسي )
پيش نيايد قدرت داريم ، در حالىكه در بسيارى از اوقات ، هيچ كارى انجام نمىدهيم . و اگر بيكار ماندن براى ما ممكن نباشد ، ما مجبور هستيم . 93 . گروهى پنداشتهاند كه خداوند آنچه را مصلحت بوده ، به جهان آفرينش عنايت كرده و آنچه را انجام نداده درست و براساس حكمت نبوده است . گروهى ديگر اظهار داشتهاند كه خداوند به صلاح خلق خود عمل كرده است ، ولى هيچ صلاحى نيست جز آنكه خداوند بر انجام اصلح [ - شايستهتر ] از آن نيز توانايى دارد . دستهء سوم گفتهاند : هيچ صلاحى نيست مگر آنكه خداوند مىتواند تا بىنهايت ، امثال آن را انجام دهد و هيچ صلاحى از صلاح ديگر شايستهتر نيست . گروه چهارم معتقد بودند كه خداوند آنچه را در مورد تدبير امور خلق شايستهتر بوده و آنچه را استوارى عالم بدان وابسته است ، انجام داده است ، هرچند برخى از تدبيرهاى الاهى گاه به زيان برخى از آفريدگان اوست . و [ بالاخره ] دستهء پنجم اعتقاد داشتند كه گاهى يك صلاح از صلاح ديگر شايستهتر است ؛ ولى خداى عزّ و جلّ بهترين را عنايت كرده است . عبد اللّه مىگويد : خداى تعالى حكيم است و نسبت به آفريدگان خود ، تنها آنچه را مقتضاى حكمت است انجام مىدهد ، نه آنكه در هركارى آنچه را نسبت به آن كار شايستهترين است ، برگزيند . 94 . عبد اللّه مىگويد : پاداش ، تنها به مقدار تكليف است ، پس اگر چيزى از گرفتارىهاى كافران كاسته شود ، استحقاق آن پاداشى را ندارند كه اگر از گرفتارىهايشان كاسته نمىشد ، مستحقّ آن بودند . 95 . [ متكلّمان ] گفتهاند كه ترك فعل دلالت بر فعل دارد ، ولى ديگران اين سخن را نپذيرفته و اظهار داشتهاند كه ما از ترك انجام ندادن فعل را اراده مىكنيم ، درست همانند مرگ كه از آن نفى حيات مقصود ماست . اما معتزليان بغداد گفتهاند : ترك كردن سكون يا طاعت ، دقيقا بهمعناى حركت و نافرمانى نيست و نمىتوان ترك يك كار را به شروع در كار ديگر تفسير كرد ؛ چنانكه روا نيست آگاهى از يك چيز را بهمعناى ناآگاهى از غير آن و خواست انجام