ناشئ اكبر ( مترجم : على رضا ايمانى )

127

مسائل الامامة ومقتطفات من الكتاب الاوسط ( فرقه هاى اسلامى و مسأله امامت ) ( فارسي )

شدند : گروهى مىپنداشتند كه قرآن يكى از اجسام است . گروه ديگر آن را يكى از اعراض مىشمردند و گروه سوم مىگفتند كه قرآن نه جسم است و نه عرض . 65 . از ميان گروهى كه معتقد بودند قرآن جسم است ، عدّه‌اى مىگفتند : دليل ما آن است كه هرآنچه غير خداست جسم است . و عدّه‌اى ديگر اظهار مىداشتند : چون قرآن صوتى شنيدنى است پس جسم است . اما گروهى كه قرآن را عرض مىدانستند ، چنين استدلال مىكردند كه قرآن [ همانند اعراض ] به ذات خود قائم نيست و گروهى كه عقيده داشتند قرآن نه جسم است و نه عرض ، دليل مىآوردند كه قرآن كلام خداست . پس در رديف اجسامى كه فعل خدا هستند و نيز در عداد اعراضى كه صفت اجسام هستند ، قرار نمىگيرد . * * * 66 . مسلمانان در [ حقيقت ] افعال بندگان ، باهم اختلاف‌نظر دارند . عبد اللّه [ - مؤلف كتاب ] مىگويد : فرقهء جهميّه مىپنداشتند كه تنها فاعل حقيقى افعال ، خداى عزّ و جل است و اگر فعلى به بندگان نسبت داده مىشود ، اسناد مجازى است ؛ چنان‌كه مىگويى خورشيد طلوع كرد ، در حالىكه خداوند آن را ظاهر ساخته است . آنان چنين استدلال كرده‌اند كه اگر فاعل ديگرى جز خدا داشته باشيم ، شبيه و همتاى او خواهد بود ! 67 . فرقهء مرجئه كه به نظريهء « استطاعت انسان در هنگام انجام فعل » معتقد بودند ، اظهار مىداشتند كه بندگان خدا كارى را انجام مىدهند و كسب مىكنند ، ولى خداوند آفريدگار اعمال آنان است . ازاين‌رو افعال بندگان ، آفريدهء خداست كه آنان كسب كرده‌اند . آنان چنين استدلال مىكردند كه اگر بندگان خدا مورد خطاب امر و نهى الاهى قرار مىگيرند و به پاداش الاهى نايل شده و يا به كيفر او گرفتار مىگردند ، پس روا نيست كه خداى تعالى به آنان امر و نهى كند بدون آنكه عملى انجام بدهند . و همچنان‌كه نمىشود بندگان بدون فعل باشند ، همان‌طور ، نمىشود آنچه انجام مىدهند ، چيزى جز آفريدهء خدا باشد كه در اين صورت ، عجز و ناتوانى به خدا نسبت داده