ناشئ اكبر ( مترجم : على رضا ايمانى )
124
مسائل الامامة ومقتطفات من الكتاب الاوسط ( فرقه هاى اسلامى و مسأله امامت ) ( فارسي )
54 . ابو هذيل و پيروانش اين سخن را روا مىدانستند كه گفته شود : خداوند علمى دارد كه آن علم ، خداست . او مىگفت : « خداوند را قدرتى است كه همان ، خداست . » او اين سخن را در ديگر صفات الاهى كه آنها را صفات ذات مىشمرد نيز جارى مىدانست . 55 . معتزليان در درستى اين جمله كه « خداوند همواره سميع و بصير بوده است » ، همرأى نيستند . گروهى اين تعبير را صحيح مىدانند ، ولى گروه ديگر انكار كرده ، مىگويند تنها وقتى مىتوان گفت : خداوند سميع است كه شىء مسموعى وجود داشته باشد و در مورد بصير نيز همينطور ؛ در صورتى كه گاهى گفته مىشود خداوند عالم است در حالىكه اشياى معلومى [ هنوز ] وجود پيدا نكردهاند . 56 . بيشتر معتزليان اينگونه مىگفتند كه خداوند همواره خالق بوده است . از ديد آنان جملهء « لم يزل الخالق » با عبارت « لم يزل خالقا » « 1 » متفاوت است . ولى ديگر معتزليان اين تعبير را صحيح نمىدانند . 57 . معتزله در معناى جملهء خداوند واحد است ، اختلافنظر داشتند . گروهى از آنان مىگفتند منظور ما از اين جمله آن است كه او دو تا و بيشتر نيست و بيش از اين توضيح نمىدادند . گروهى ديگر مىگفتند مراد ما اين نيست كه او از نظر تعداد يكى است ، يا هرگاه او با ديگرى سنجيده شود او و ديگرى دو تا مىشوند ، يا اينكه او يك واحد جزئى باشد كه تقسيمبردار نباشد ؛ بلكه مقصود ما از صفت واحد آن است كه او يكتا و بىمانند است و هرچه مثل و مانندى داشته باشد ، در حقيقت يكتا نيست ؛ زيرا هرگاه با غير خودش ضميمه گردد ، دو تا مىشود و مىتوان آنرا با اين ويژگى كه « او يكى نيست » توصيف كرد . حقيقت واحد و آن كسى كه واحد است در تمامى حالات چيزى جز واحد بودن نيست و عقل براى او دومى نمىيابد .
--> ( 1 ) . پيوسته خالقى بوده است .