ناشئ اكبر ( مترجم : على رضا ايمانى )
112
مسائل الامامة ومقتطفات من الكتاب الاوسط ( فرقه هاى اسلامى و مسأله امامت ) ( فارسي )
عبادتگاههاى خود مىشدند و كليساهاى خود را بهشت ناميده ، ازدواج را حرام مىشمردند . 25 . اما فرقهء « قثرونيّه » اعتقاداتى همانند عقايد نسطور بدون هيچ كم و كاستى داشتند ، جز آنكه اينان چنين مىپنداشتند كه هركس مرتكب گناهى شود [ بايد پيشتر توبه كند ، زيرا ] پس از آمدن حضرت مسيح ( ع ) ديگر آمرزيده نمىشود . 26 . فرقهء « نفسانيه » نيز با هيچيك از عقيدههاى نسطور مخالفتى نكردهاند ، جز آنكه پنداشتهاند هنگامى كه مرگ انسان فرامىرسد روح او نيز همانند جسمش مىميرد و خداوند در روز قيامت جسم و روحش را باهم زنده مىگرداند . اين سخن مخالف عقيدهء مسيحيانى است كه تنها به مرگ و نابودى جسم انسانها قائلاند و به مرگ روح معتقد نيستند . 27 . فرقهء « حيّيّه » گروهى بودند كه در كنار حضرت مسيح ( ع ) مار را نيز بزرگ شمرده ، احترام مىكردند . 28 . فرقهء « ديقطانيّه » تمامى كتب مقدّس مورد قبول مسيحيان را قبول داشتند و ازدواج را حرام مىشمردند و جز راهبان ، بيوگان و دوشيزگان هيچكس را نزد خود پناه نمىدادند . اين گروه عقيده داشتند كه كودكان به بهشت وارد نمىشوند ، زيرا آنان كارى انجام ندادهاند كه به خاطر آن شايستهء ورود به بهشت گردند . 29 . فرقهء « مصلّيانيّه » [ به دو گروه تقسيم شدند ] يك دستهء از آنان ازدواج را حرام مىشمردند و در مورد افعال انسان [ جبرى بوده و ] به گفتهء جهم عقيده داشتند و دربارهء حضرت آدم ( ع ) چنين مىپنداشتند كه چون از آن درخت [ ممنوع ] تناول كرد ، رازى و گناهى در وجودش حلول كرد همين راز و گناه به تمامى فرزندان او سرايت كرد . [ اين دسته در مورد ارادهء انسان عقيده داشتند : ] هيچكس نمىتواند [ به اختيار خود ] عملى نيك يا بد انجام دهد . بنابراين پاداشى كه خداوند به نيكان عنايت مىكند به خاطر شايستگى آنان