خواجه نصير الدين الطوسي

87

آغاز و انجام ( فارسي )

عنصرى محسوس است و او را بدنهاى در طول هم به وفق نشئات أخروى است و تفاوت ابدان و نشئات به نقص و كمال است . و جزا ، نفس علم و عمل و در طول آنها است . و هر كس در تحصيل علم و عمل ، زرع و زارع و مزرعه و بذر خود است . و صورت هر انسان در آخرت نتيجهء عمل و غايت فعل او در دنيا است ، كه « الدنيا مزرعة الآخرة » پس ريشهء اشجار مثمرهء آخرت در نفس غرس شده است . و لذات و آلام او همه أنحاى ادراكات اوست ، و همنشينهاى او از زشت و زيبا همگى غايات افعال و صور أعمال و آثار ملكات اوست كه ملكات نفس مواد صور برزخىاند لذا انسان كه در اينجا نوع است و در تحت او اشخاص است ، در آن نشأه جنس است و در تحت او انواع است و آن انواع صور جوهريه‌اند كه از ملكات نفس تحقق مىيابند و از صقع ذات نفس بدر نيستند . و بعبارت ديگر عود ارواح به سوى آن چيزهايى است كه از آنها خلق شده‌اند . و صور برزخى او را جسد مثالى و بدن مكتسب گويند ، پس بدن أخروى تجسم صور غيبى است نه خود ماده . و قيامت هر كس قيام كرده و حساب او رسيده است . و باطن انسان در دنيا عين ظاهر او در آخرت مىگردد كه يَوْمَ تُبْلَى السَّرائِرُ است . و اينها همه تمثل و تجسم علوم و اعمال است . و موت عدم انسان نيست بلكه در حقيقت جدائى انسان از غير خودش است كه اضافات و انتسابات اعتبارى با اين و آن داشت و همه در واقع غير از او بودند ، از آنها منقطع گرديد ، چگونه نفوس معدوم ميگردند و حال آنكه در سر و سرشت آنها ، محبت وجود و بقاء و كراهت عدم و فنا سرشته شده است .