خواجه نصير الدين الطوسي
228
آغاز و انجام ( فارسي )
مَنْ عَمِلَ سَيِّئَةً فَلا يُجْزى إِلَّا مِثْلَها ( مؤمن 45 ) . اگر سنگى را مثلا از لب درهاى يك بار بسوى نشيب آن حركت دهند ديگر لازم نيست كه دمبدم آن را حركت دهند بلكه مطابق طبعش در حركت خواهد بود تا به ته دره برسد ، و اگر به عكس از ته دره بخواهند آن را به لب دره برسانند بايد آن فآن با رنج و تلاش آن را انتقال داد و عائق آن بود چون مسيرى بر خلاف طبع او است ، نفوس انسانى نسبت بمبادى عاليه و علوم و معارف حقه بدين وزان و مثالند كه بالطبع رو به بالا دارند آن چنان كه حجر رو به پايين بلكه امر نفوس فوق اين مثال است كه در آن زمان و مكان دخيل است و اين عارى از ماده و احكام متعلق به آنست ، و همين كه از رنگ تعلق رهايى يافتند به قدر علم و عمل و منزلت و فضائلشان حسنهء آنها ارتقاء مييابد كه گاهى يكى ده تا است مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها ( انعام 163 ) و گاهى يكى هفتصد تا ، و گاه يكى مضاعف هفتصد است و گاه زياده كه آن را غايت و نهايت نبود ، بخلاف سيئه كه فَلا يُجْزى إِلَّا مِثْلَها . ص 71 و از سيئهء آدم تا سيئهء ابليس تفاوت بسيار است . تفاوت از آدم تا شيطان است چه آن فرخنده كيش ربنا ظلمنا انفسنا گفت ، و اين بدانديش رب بما أغويتنى . ص 71 فلا تعلم نفس ما أخفى لهم من قرة أعين . آيه در بيان فضيلت شب زندهداران است كه اهل تهجد و صلاة ليلاند كه فرمود : إِنَّما يُؤْمِنُ بِآياتِنَا الَّذِينَ إِذا ذُكِّرُوا بِها خَرُّوا سُجَّداً وَ سَبَّحُوا بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَ هُمْ لا يَسْتَكْبِرُونَ تَتَجافى جُنُوبُهُمْ عَنِ الْمَضاجِعِ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ