خواجه نصير الدين الطوسي

220

آغاز و انجام ( فارسي )

است و اهل ايقان را تذكره و هم رهرو را دستورى كه چراغ فرا راه اوست . تبصره : از آنكه خواجه در شرح اشارات فرمود : « و وجوده الذى به يوجد » ، و مانند آن در اين رساله كه : « و بعد از آن بايد كه وجودش در وجود او منتفى شود تا به خودىخود هيچ نباشد » مستفاد است كه خواجه در توحيد بر مبناى رصين عارفان باللّه كه وحدت شخصيهء وجود است . مىباشد به خصوص كه در آخر آن در اين رساله فرموده است « و اين مقام اهل وحدتست أُولئِكَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ ، و خيلى ماهرانه عقيدت خود را در توحيد بعبارت ياد شده ارائه داده است . در اين امر أهم ، رسالهء ما بنام وحدت از ديدگاه عارف و حكيم مغتنم است . ص 64 و به اين سبب خازن بهشت را رضوان گويند . مرحوم حاجى در فريدهء رضا ( ى ) حكمت منظومه خوب گفته است : و بهجة بما قضى اللّه رضا * و ذو الرضا بما قضى ما اعترضا اعظم باب اللّه فى الرضا وعى * و خازن الجنة رضوانا دعى ص 64 و اگر سالك اين طريق نسپرد . . . ، شروع است در بيان خازن دوزخ . ص 64 و نامرادى وصف مماليك است و به اين سبب خازن هاويه را مالك خوانند . نيكو بيانى است در وجه تسميهء خازن دوزخ به مالك . إِنَّ الْمُجْرِمِينَ فِي عَذابِ جَهَنَّمَ خالِدُونَ لا يُفَتَّرُ عَنْهُمْ وَ هُمْ فِيهِ مُبْلِسُونَ وَ ما ظَلَمْناهُمْ