خواجه نصير الدين الطوسي

177

آغاز و انجام ( فارسي )

بسبب ان التخيل و التوهم انما يكون بآلة جسمانية ، الخ . چنان كه ملاحظه مىشود شيخ در مبدأ و معاد در شرف تصويب رأى فارابى است كه گفته است اين اهل علم كسى است كه گزاف نمىگويد . و در عبارات مذكور از كتب ياد شده مكرر تذكر داده است كه تعلق روح انسانى پس از مفارقت از بدن عنصرى بدان اجرام قريب به روح بخارى از حيث صفا و لطافت ، بدان نحو نيست كه آن جرم بدن روح مفارق گردد تا تناسخ باطل لازم آيد ، بلكه همين اندازه كه آلتى موضوع تخيل روح گردد چون تعلق را عرض عريض است . و مراد از روح كه گفته است « مقارنا لمزاج الجوهر الذى يسمى روحا » ، روح بخارى است . و آنكه فرموده است جميع ما قيل فى السنة ، مؤيد گفتار قبلى ما است كه بحث از تكامل برزخى در كتب فلسفى از ارائهء شرع پيش آمده است . صاحب اسفار در چند جاى كتاب نفس آن به خصوص در باب هشتم آن كه در ابطال تناسخ است قول فارابى را نقل كرده است و در رد آن ابرام اكيد از خود نشان داده و در تفوه بدان سخت تشنيع نموده است . و تناسخ را به حق و باطل تقسيم كرده است كه تناسخ حق تحول صفات و ملكات انسان است بصور مناسب آنها در صقع نفس انسان ، و تناسخ باطل تعلق نفس انسان بعد از خروج از بدن عنصرى به بدن ديگر است كه محققا باطل است و دربارهء تناسخ حق گفته است « و لذا قيل ما من مذهب الا و للتناسخ فيه قدم راسخ » و سپس اعاظم علمائى