خواجه نصير الدين الطوسي

124

آغاز و انجام ( فارسي )

و ديگران بدان رسيده‌اند از اين فقدان متألم است حتى مرگ طلب مىكند و لكن لا يَمُوتُ فِيها وَ لا يَحْيى . قوله سبحانه . إِنَّ الْمُجْرِمِينَ فِي عَذابِ جَهَنَّمَ خالِدُونَ لا يُفَتَّرُ عَنْهُمْ وَ هُمْ فِيهِ مُبْلِسُونَ وَ ما ظَلَمْناهُمْ وَ لكِنْ كانُوا هُمُ الظَّالِمِينَ وَ نادَوْا يا مالِكُ لِيَقْضِ عَلَيْنا رَبُّكَ قالَ إِنَّكُمْ ماكِثُونَ ، ( زخرف 75 - 78 ) و ما ظلمناهم فرمايد حرمان نيست فقدان است زيرا هيچ كس محروم نيست هر كس به اندازهء كشت خود بهره مىبرد لَيْسَ لِلْإِنْسانِ إِلَّا ما سَعى . چنان كه گفته‌ايم انسان مختار خلق شده است اگر هيچ در راه تحصيل نرفته است واجد كمالى نخواهد شد و بدان حد كه در راه كسب سعى كرده است « ان اللّه لا يضيع اجر من أحسن عملا » . و از اين اشارت متنبه شده‌اى كه اشكال قسر در خلود پيش نمىآيد مثلا گفته شود كه خلود بر خلاف طبيعت نوعيه انسانى است و اين قسر دائم است فتدبر . بلى در حول و حوش اين موضوع سؤالات و مباحث عديده است كه ورود در آنها مستلزم خروج از حوصله تعليقات رساله است . فصل 28 باب 11 نفس اسفار ( ص 192 ج 4 ط 1 ) در مباحث اين موضوع است . ص 29 بآخرت مختار مطلق شده‌اند لهم فيها ما يشاءون اين كريمه و آيات متعدد ديگر و روايات بسيار دلالت دارند كه خواسته‌هاى نفس در آن نشأة به انشاء اوست بلكه همه لذات و آلام او در آن نشأة از مقوله فعل‌اند نه انفعال . چنان كه در اين نشأهء دنيا از مقوله انفعال‌اند نه فعل از آن حيث كه از خارج بر نفس وارد مىشوند و در وى اثر مىكنند . و در مقدمهء اين تعليقات بدان اشارتى رفت و بحث تحقيقى آن در فصل سوم باب يازدهم نفس اسفار در جواب شبههء ششم عنوان شده است . مرحوم آخوند فرمايد :