خواجه نصير الدين الطوسي
113
آغاز و انجام ( فارسي )
چو تو با موى سفيدستى و با خوى سياه * دور از راز و نيازى و همى ناز كنى حسنا آنچه كه از محرم اسرار دل است * حيف و صد حيف به نامحرمى ابراز كنى در دو چوب و يك سنگ آمده است كه بعضى از بزرگان فرمودهاند : عقيده دارم يقين اسم اعظم است ولى به شرط يقين . راقم گويد در هزار و يك نكته ، يك نكته در اسم اعظم است و در آنجا گفتهايم كه مرحوم كفعمى در مصباح يقين را در عداد اسماء حق تعالى آورده است : اللهم انى أسألك باسمك يا يقين يا يد الواثقين يا يقظان لا يسهو پس قول آن بزرگ بر اين مبناى رصين است ، و اسرار و دقائق ديگر در دفتر دل و در آن نكته آوردهايم رجوع شود ، هر چند سر را نمىشود به قلم آورد مگر خودت از دفتر دل بخوانى و تا نخوانى ندانى . ص 17 و ايقان را نيز مراتب است ، علم و ايمان و ايقان از مراتب انكشاف نورى حضورى و شهودى نفساند . ص 18 اهل گمان پندارند كه قيامت هم به زمان دور است و هم به مكان ، حكمى محكم و قولى ثقيل است چه انسان به علم و عمل سازنده خود است كه در حقيقت و واقع ، علم و عالم اتحاد وجودى دارند چنان كه عمل و عامل و جزاء در طول علم و عمل بلكه عين علم و عملاند و قيامت هر كس با اوست بلكه كلمهء به او مانند آن به توسع در تعبير است .