خواجه نصير الدين الطوسي

105

آغاز و انجام ( فارسي )

تعبير به تنزل ملائكه و روح در ليلة ، و عروجشان در يوم ، در فهم يوم و ليل و مراتب هر يك اهميت به سزا دارد . در پيرامون اين مطلب شامخ در رسالهء قرآن و انسان و در بند هفدهم دفتر دل به مبانى قويم و اصول حكيم بحث كرده‌ايم رجوع شود . در تعبير ملائكه به صيغت جمع ، و روح به افراد نيز اسرارى نهفته است . از آل بيت عصمت و وحى رواياتى در اين امر مروى است . در باب سيصد و شصت و يك فتوحات مكيه ، در فرق بين ملائكه و ارواح مطلبى خيلى لطيف و دقيق است كه ملائكه را از الوكه بمعنى رسالت گرفته است نه از ملك بمعنى قدرت و سلطنت ، و نقاوه آن را آخوند مولى صدرا در آخر شواهد ربوبيه آورده است و در هزار و يك نكته نيز عنوان كرده‌ايم رجوع شود . ص 10 و رفتن از دنيا به بهشت توجه از نقصان بكمال است و رسيدن با فطرت ، از دفتر دل بشنو : اگر چه وصلت از حب است جارى * در اجسام است محض هم جوارى وصال جسم تا سر حد سطح است * و راى آن سخن در حد شطح است نهايت وصلت جسمى نكاح است * كه آن از غايت حب لقاح است وصال روح با روح است در ذات * وصالى فوق الفاظ و عبارات تو دانش اتحاد عقل و معقول * تو خوانش وصل علت هست و معلول تو گويش ارتقاى ذات عاشق * تو نامش اعتلاى نفس ناطق تو مىگو روح اندر اشتداد است * براى كسب عقل مستفاد است و يا اين كه تعالى وجود است * كه هر دم از خدايش فضل وجود است