حكيم زجاجى
1028
همايون نامه ( تاريخ منظوم حكيم زجاجى ) ( فارسى )
ز عباسيان نيز كرديم ياد * سخن را به معنى بداديم داد ز سفاح عبد اللّه نامدار * كه اول درآمد دلاور به كار چنين تا به مستعصم بىنظير * كه شد كشته بر دست تركان پير وز آن پس ز گلشاه تا يزدگرد * بگفتيم و كرديم اين نامه گرد كنون ز آل بويه بخواهيم گفت * ز سامانيان نيز اندر نهفت وز آن پس به احوال محمود شاه * گراييم و گوييم يكسر به راه ز سلجوقيان نيز پيش آوريم * به پيوند گفتار خويش آوريم بباريم از كلك درّ خوشاب * بگوييم نظمى روانتر ز آب به گردون رسانيم تاج هنر * در اين نامه گفتن برآريم سر پادشاهى آل بويه « 1 » كه ايشان ديلمه بودهاند بگويم تو را يكبهيك سرگذشت * اگر بازيابم بر از شصت و هشت من از ديلمان گويم اول سخن * عبارت نو است و حكايت كهن روايت كند پير دانشپذير * ز گويندهء نامجوى « 2 » دبير كه ايشان ز باونديان « 3 » بودهاند * به مردى چو شير ژيان بودهاند بود نسل ايشان ز بهرام گور * كه او خسروى بود بافر و زور كه باوند « 4 » كه بد اصل آن مهتران * برون آمد اول به مازندران . . . آن مرد والانژاد * به تازى كشد نسل آن پاكزاد ز ديلم شهى كاو بد . . . نخست * به تازى زمين است آن تندرست
--> ( 1 ) ترتيب تاريخى حكومت آل بويه بدين قرار است : عماد الدوله ، 334 ؛ ركن الدوله ، 338 ؛ عضد الدوله ، 367 ؛ صمصام الدوله ، 372 ؛ شرف الدوله ، 376 ؛ بهاء الدوله ، 379 ؛ سلطان الدوله ، 403 ؛ مشرف الدوله ، 412 ؛ جلال الدوله ، 416 ؛ عماد الدين ، 435 ؛ خسرو ، فيروز ، 440 . ( 2 ) جفاى ( 3 ) ملوك باوند كه ايشان را ملوك جبال گويند . اول اين پادشاهان باوبن شاپور بن كيوس بن قباد بن فيروز است . حبيب السير ، 2 / 417 . ( 4 ) ودانان