سيد عبد الحسين الحسينى خاتون آبادى

31

وقايع السنين والاعوام ( يا گزارشهاى ساليانه از ابتداى خلقت تا سال 1195 هجرى ) ( فارسى )

سلطنت قباد و او مخلوع شد و مزدك در زمان او بود ، و بعد از خلع قباد جاماسب برادرش را بجاى او نشانيدند ، و چون چهل و سه سال از مبدء پادشاهى قباد منقضى شد مرد ، لقبش نيك رأى و لقب جاماسب نگارين . سلطنت كسرى بن قباد مشهور به انوشيروان عادل ، مزدك و تابعان او را كشت و منذر بن ماء السماء را ملك عرب كرد ، و كتاب كليله و دمنه و شطرنج از هند بايران آوردند ، و انوشيروان چهل سال حكومت كرد ، ذكر مخالفت نوش‌زاد با پدر خود كسرى ، ذكر بزرجمهر حكيم . سلطنت هرمز بن انوشيروان ، ملوك اطراف بقتال هرمز درآمدند ، اهل خزر ولايت آذربيجان و ارمنيه را غارت كردند ، و عباس احول و عمر ازرق از عرب بكنار فرات آمده تاراج سواد كردند ، و شا به شاه پسر خاقان خالوى هرمز با سيصد هزار يا چهارصد از جيحون گذشته بادغيس و هرات را لشكرگاه ساخت ، و بهرام چوبين را بجنگ شا به شاه مقرر كرده بهرام غالب آمد و با هرمز آغاز عصيان نمود . سلطنت خسرو پرويز بن هرمز بن انوشيروان : پرويز بر بهرام ظفر يافته پادشاه شد و چهارده سال از سلطنت او كه گذشت روميان با قيصر غدر كرده او را با پسرش نباطوس كشتند ، و پسر ديگرش پناه بخسرو برد و پرويز سه سردار با لشكر خونخوار در ملازمت پسر قيصر بدربار روم و شام فرستاد و عجم ببلاد شام آمده فلسطين و بيت‌المقدّس را گرفته و اساقفه را اسير كردند ، و صليب را كه در تابوتى زرين در زيرزمين دفن كرده بودند گرفته نزد خسرو آوردند ، و بر شهر اسكندريه و بلاد نوبه استيلا يافتند و تا نواحى قسطنطينيه رفتند . و بعد از خرابى ، هر قل با لشكرى جرار از قسطنطينيّه بنصيبين آمد و بحرب عجم شتافت و خسرو سپهسالار تعيين نمود و فرس مغلوب شد ، و آيه « الم غُلِبَتِ الرُّومُ فِي أَدْنَى الْأَرْضِ - اه » نازل شد ، و احوال خسرو پرويز و هر قل در مجلّد دوّم مذكور خواهد شد و خسرو را باجماع و اجتماع كشتند و شيرويه پادشاه شد . سلطنت شيرويه بن خسرو پرويز بن هرمز ، مروانشاه بامر شيرويه خسرو را كشت