سيد عبد الحسين الحسينى خاتون آبادى

5

وقايع السنين والاعوام ( يا گزارشهاى ساليانه از ابتداى خلقت تا سال 1195 هجرى ) ( فارسى )

كاوه از روى اصفهان بيرون آمد ، و افريدون را از فرزندان جمشيد بهمرسانيد و پادشاه كرد . افريدون دويست سال از پس كاوه در اين جهان بزيست و سه پسر داشت : ايرج و سلم و طور مهمترين و سلم ميانين و ايرج كهترين ، و مملكت را سه قسم كرد ، ناحيه ترك و خزران و حبشيان را به طور داد و او را فغفور نام نهاد ، و زمين روم و سقلاب و روس و زمين مغرب را به سلم داد و او را قيصر نام كرد ، و زمين عراقين بصره و واسط و بغداد و آن ميان جهان و آبادان‌تر بود و زمين حجاز تا حدّ يمن را به ايرج داد و ولايت او را ايران شهر خوانند ، و طور و سلم با ايرج جنگ كردند و او را بكشتند و عالم را دو نيم كردند . نمرود بن كنعان بن كوش بن سام بن نوح ، و تارخ به پهلوى و آذر بتازى گويند سرهنگ نمرود بود و وزير و خزانه‌دار ، ابراهيم پيغمبر بر او مبعوث شد . هود پيغمبر عليه السّلام و عاد و ثمود در ملك او بودند از دو قبيله عاد بن عوض بن ارم ابن سام بن نوح و زمين عاد بمكّه نزديكتر بود از زمين حجر و حجر كرانهء باديه است بر راه شام . شديد بن عاد برادر شدّاد بن عاد ، هود مبعوث شد بر قوم عاد . صالح پيغمبر مبعوث شد بر قوم ثمود ، و از پس صالح پيغمبري تا وقت إبراهيم نبود و جهان بر پادشاه همى گشت و زمين بابل كه آبادان‌ترين زمينها بود بدست نمرود افتاد و از پدر و جد ميراث يافت و جدش كوش مردرين زمين . هلاكت نمرود ، بردن إبراهيم إسماعيل و هاجر را بمكّه ، رفتن إبراهيم به زيارت مكّه ، قربانى كردن إبراهيم عليه السّلام پسر خود إسماعيل را ، بنا كردن إبراهيم عليه السّلام خانهء كعبه را ، فوت ساره و زن خواستن إبراهيم ، فوت إسماعيل ، ولادت يعقوب بن إسحاق معارضهء إسحاق و عيص با يكديگر ، قصّه يوسف بن يعقوب ، خبر موسى بن ميشا بن يوسف بن يعقوب ، خبر ايّوب ، خبر شعيب ، خبر منوچهر . خبر داود عليه السّلام ، خبر لقمان حكيم ، خبر سليمان بن داود عليه السّلام .