على اكبر سعيدى سيرجانى

مقدمه 31

وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى )

در صفحهء 405 كه مربوط به چند سال بعد است شرح تبعيد و دستگيريش را . اين مشكل عمومى متون ادبى و تاريخى عهد قاجار است و حل اين مشكل كه بيشتر به كشف طلسمات شباهت دارد براى متخصصان فن تاريخ اگر دشوار نباشد ، براى مخلص ، كه نه اهل تاريخم و نه در اين مورد و هيچ موردى ديگر صاحب ادعا ، بسيار ظريف و وقت‌گير بود . اما به هر صورت و با صرف دهها ساعت وقت انجام شد و در فهرست اعلام برابر هر لقب اسم شخص صاحب لقب با مراجعه به متون تاريخى عهد قاجار استخراج و ثبت گرديد . مأخذ اين كشف و استخراج ده بيست جلدى از كتابهاى مربوط به آن عهد است كه چون رديف كردن مأخذ را در موارد غير ضرورى دليل فضل‌فروشى مىدانم و برهان نادانى ، تنها به ذكر مهم‌ترين منبع اشاراتى مىكنم و آن مجموعهء بسيار ارزندهء شرح‌حال رجال ايران است تأليف مهدى بامداد رحمت الله عليه . اميدوارم اگر اشتباهى در اين موارد رخ داده باشد ، اصحاب تاريخ و اهل تخصص آن را محصول غفلت من دانند و حتما اعلام فرمايند تا در چاپهاى بعدى اصلاح شود . و اما عكسهاى اين كتاب ، داستان عبرت‌انگيزى دارد . مىدانستم در كتابخانهء مركزى دانشگاه از سالها پيش مشغول گردآورى عكسهاى تاريخى بوده‌اند و در اين رهگذر توفيقى هم داشته‌اند . به قصد انتخاب تصاوير مورد نياز ، بدين مركز فرهنگى مملكت رفتم . فيشهاى پراكنده هرجا بود ، اما توفيق زيارت احدى از كارمندان متخصص نصيبم نيفتاد ، تا از تجارب ارزشمند ايشان در جستن و يافتن عكسها بهره گيرم . افراد البته صميمى و البته صادقى كه بجاى رفتگان نشسته بودند ، با حسن نيت رئيسشان واقعا مىخواستند ياريم كنند ، اما در امور تخصصى ، حسن نيت و صدق و صفا اگر شرط لازم باشد شرط كافى نيست . پس از ده روز سرگردانى و تصديع دوستان ، سرخورده و دست خالى باز آمدم و به سراغ كتابهاى ديگران رفتم . چند قطعه عكس از روزنامه خاطرات اعتماد السلطنه و يادداشتهاى ظهير الدوله و تاريخ بيدارى ايرانيان بعاريت گرفتم ، كه آنچه مربوط به كتابهاى ديگران است در فهرست تصاوير مشخص شده است ، و براى يافتن تصاوير چاپ نشده و جالب‌ترى سفرى به شيراز كردم با همهء تلخيها و رنجهاى سفر در روزگار ما . همت كريمانهء يار ديرينم هاشم جاويد مايه‌بخش توفيق گشت و سعى مشكور دوست گرامى دكتر نورانى وصال و محبت بىشائبهء جناب مكارمى ، نيز هم . در نتيجه قسمت اعظم تصاوير اين كتاب از مجموعه‌هاى شخصى و عكاسخانه‌هاى قديمى شيراز تهيه گشت كه ظاهرا براى نخستين بار منتشر مىشود . اگر طرز حروفچينى كتاب را نمىپسنديد ، همهء ملامتهايتان را بجان پذيرايم كه گناه