محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى
52
نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )
گلى را كه خود رنگ و بو دادهاى * بفيض خودت آبرو دادهاى دگر باره خوارش چرا ميكنى * بخوارى ز گلشن جدا ميكنى دلا اينچنين است كار جهان * مگير اعتبار از مدار جهان كسى كو نهد پا بملك وجود * عدم گردد آنسان كه گوئى نبود وجودى كه او را نباشد عدم * درين عرصه ننهاد هرگز قدم مگر آن وجودى كه هستى از اوست * جهانرا بلندى و پستى ازوست بود وارث مبداء هر وجود * به او منتهى باشد اين هست و بود وجودى كه موجود باشد مدام * نباشد به غير از خدا و السلام . ذكر مخالفت اهالى مملكت شروان « 1 » و بيان وقايعى كه در آن بظهور رسيد در اوايل شهر ربيع الاول سنهء 985 اهالى و جهّال خسارت مآل مملكت شروان باغوا و اغراى شيطان ، طريق مخالفت و نافرمانى بقدم جهالت و نادانى پيموده ، سر از چنبر مطاوعت و گردن از طوق متابعت كشيدند و كاوس ميرزا را بر خود امير ساخته باستظهار و استعانت او رايت خلاف و نفاق افراشتند و سلوك سبيل معاندت و مخاصمت با حارسان حوزهء سلطنت و حافظان ثغور مملكت امرى سهل و آسان پنداشتند و اعتماد تمام بر حصانت محال و كثرت ابطال رجال كرده دل بر آن آرزوى محال نهادند و از معنى آيت مرحمت نهايت « وَ لا تُلْقُوا بِأَيْدِيكُمْ إِلَى التَّهْلُكَةِ » « 2 » غافل مانده بدست غرور ، ابواب محنت و هلاك نامحصور به روى روزگار خويش گشادند و چون اخبار مخالفت آثار شروانيان بىخرد به گوش اعتبار امراى آن سر حد رسيد ، امارت پناه شجاعت دستگاه ارس ، سلطان روملو با ششصد نفر از غازيان تندخو : جنگجو . نظم همه از پى جنگ برخاسته * ز خود و زره پيكر آراسته
--> ( 1 ) - م : شيروان . ( 2 ) - سورهء 2 آيهء 195 .