محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى
49
نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )
شاهزاده رسيدند و امراى عظام و غازيان كرام كه ملازم ركاب ظفر ارتكاب بودند ، با اوزبكان جدل كنان خود را بحصار تربت رسانيده و در آن حصار متحصّن گشتند و اوزبكان قاصد بطلب مدد فرستاده موازى سى هزار كس از اوزبكان جرّار كماندار با هفت نفر از سلاطين آن قلعه را مركزوار احاطه كردند . و به اين گمان غلط كه چون شاهزاده را بدست آورده باشيم شاه دين پناه ، دار السلطنهء هرات را در عوض خواهد داد و هرات مفتى به تصرف ما در ميآيد ، بنابرين مقدمهء باطله سعى بىنهايت در اين باب كردند و غرض محال ايشان از قوت بفعل نيامد و مكرّر از امراى خراسان شكستها ديده و اوزبك بسيار كشته گرديده بىحصول مقصود بيمن اقبال پادشاهى ، در ميان ايشان نزاعى بهمرسيد و نيم شبى كوچ كرده راه ماوراء النهر در پيش گرفتند . القصه در ايام محاصرهء حصار تربت از جميع امراى محال خراسان مدد باهل قلعه رسيد « 1 » الّا از سلطان ابراهيم كه به هيچ وجه مدد نفرستاد ، بلكه هرگاه استماع نمود كه كاربر اهل قلعه تنگ شده عنقريب قلعه را مسخر ميسازند ، اظهار شگفتگى و خوشحالى كرد و آن روز بزم نشاط آراسته بعيش و فراغت مشغول ميبود و ديگر ادا - هاى خوش طبعانه و كنايههاى ظريفانه از او سر ميزد كه رقم آن لايق سياق اين نسخه نيست و جميع اين مقدمات مسموع شاه دين پناه شده طبع شريف نوّاب همايون از جناب ميرزائى انحراف تمام پيدا كرد و جهت تنبيه بل تأديب او شاهولى سلطان تاتى « 2 » اوغلى ذو القدر را به مشهد فرستاد كه سلطان ابراهيم را قهرا قسرا از از آن بلده اخراج نمايد و تاتى اوغلى عصر ، به ظاهر شهر رسيده اردوى خود را [ 28 ] در بيرون گذاشته با شاطرى در جلو ، تنها در كمال غضب داخل شد و همچنان سوار تا در باغچهء حرم ميرزا راند و حكمى كه باخراج ميرزا آورده بود بر سر زده سواره بر آن درگاه ايستاده و ايشيك آقاسى خبر باندرون برد و ميرزا بعد از اطلاع
--> ( 1 ) - م : رسيده . ( 2 ) - م : . ناتى .