محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى
42
نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )
خاطر بامور مضحكه و اداهاى خوش طبعانه و سخنها و بذلههاى ظريفانه و ذكر لطايف و بحث ظرايف آنمقدار مهابت و صلابت از شأن رفيع و مكان منيع او در دلهاى شريف و وضيع از ترك و تازيك و دور و نزديك جاى كرده بود ، كه هر كرا از امراى عظام و اكابر كرام كه طلب ميفرمود در خانه وصيّت كرده با تيغ و كفن بدرگاه گردون اشتباه مىآمد و هنگام بيرون آمدن از حرم محترم ، جماعتى كه بر در دولتخانه صف كشيده بودند بعضى در عقب بعضى قرار ميگرفتند كه مبادا به نظر سياست گستر او درآيند . و برين قياس صيت حدّت بأس و سطوت دوزخ شرار و آوازهء شدّت بطش نيران آثارش بسمع قريب و بعيد « 1 » و گوش مطيع و عنيد رسيده امراء و حكام ممالك و مترددان طرق و مسالك از بيم سياستش پرگاروار پا از دايرهء خوف و خشيت بيرون نمىنهادند و قلم كردار سر بر خط راستى نهاده يكقدم از جادهء مستقيمهء انصاف ، اعتساف نمىجستند و سلاطين آفاق و پادشاهان باستحقاق از جانب آن پادشاه على الاطلاق دغدغه و تفرقهء تمام و دهشت و انديشه بخاطر آورده در ممالك خويش بملاحظهء بيش از پيش پاس دولت و مملكت خود ميداشتند . مؤيد اينمقال و كيفيّت اينحال آنكه يكى از تجّار برارى و بحار كه مدتى در مملكت هند بود چنين نقل نمود كه پادشاه فيض بخش عطا گستر جلال الدين محمد - اكبر پادشاه هندوستان بارادهء تسخير ملكى از ممالك هند از شهر اكره كه مستقر سلطنتش بود نهضت نموده هفت مرحله طى كرده بود كه بانهاء منهيان معتبر اين خبر مستكره اثر بسمع آن رسيد كه پادشاه سليمان جاه شاه دين پناه تخت شاهى را وداع نموده در بهشت عدن بر سرير « مُتَّكِئِينَ فِيها عَلَى الْأَرائِكِ » « 2 » متّكى و متمكّن است و شهريار بىعديل شاه اسمعيل مسند سلطنت را بعزّ وجود عدالت ورود خويش
--> ( 1 ) - م : بسمع و بعيد قريب . ( 2 ) - سورهء 18 آيهء 31 .