محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى
39
نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )
فرستادند و حسين بيگ بسيارى در آن صحرا تاخته از نوّاب ميرزا اثرى و خبرى نيافت و تفرقهء بىنهايت بخاطرش راه يافت هر سو مفرّى و از جهت آسايش مقرّى ميطلبيد ، ناگاه شبانى دچارش شد از او احوالى چند پرسيد ، اما از مقصود اثرى نديد . به تكليف تمام شبانى را راضى كرد و تمامى رخوت و مركب خود را به او داده لباس او را گرفته پوشيده و بگوشهاى ساكن گرديد . شبان با آن مركب و لباس چون بميان ايل و الوس و ساير ناس درآمد هركه او را به آن وضع ديد تعجب نموده از صورت حال سؤال كرد . شبان كيفيّت احوال بيان كرد و مردم الوس روى بصحرا آورده ، جناب حسين بيگ را يافتند و او را نيز گرفتند يكروز بعد از مصطفى ميرزا باردوى معلّى آورده و چون به نظر انور پادشاه عالى گهر رسيد ، او را بلفظ عمر خطاب نمود و بعد از مكالمهء بسيار و عتاب قهر آثار بمصاحبت جمعى كثير از مخالفان محبوس چاه سياست فرمود و پادشاه عاليجاه اگر بنظم و نسق امور ممالك محروسه از عزل و نصب حكام و اخذ مال و خراج اصلا توجه نفرمود ، اما مردم از اكابر و اعالى « 1 » [ 22 ] هر ديار و بلاد كه به جهت مهمات بدرگاه معلّى ميرفتند قانونى جهت ايشان وضع كرده امرا و صدور و وزراء تعيين كرده بود كه بمدّعيات مردموارسيده موافق حق و حساب مهمات [ را ] صورت ميدادند و مطابق اين مدعا حكمى برين نهج شرف صدور يافت كه صورت عباراتش اينست : « حكم مطاع شد كه قضات اسلام و امراى عظام و وزراى كرام و جمعى كه در ديوان نشسته غوررسى برايا مينمايند « 2 » ، چون حالا به جهت سهولت و آسانى معاملات ايشانرا تعيين نمودهايم كه غوررسى برايا نموده پروانجات حسابى كه خواهند موافق شرع و حساب به مسلمانان دهند و انشاء اللّه تعالى چون ايالت پناه حكومت دستگاه شاهرخ خان بدرگاه جهان پناه آيد و امراى ديوان تعيين شده دستور العمل
--> ( 1 ) - د : اهالى « به قياس اصلاح شد » . ( 2 ) - م : بنمايند .