محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى

611

نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )

شهر و بازار گردان و منادى نعره زنان كه هر مرد كه از عرصهء جنگ و معركهء نام و ننگ روى از خصم بگرداند و پشت بر لشكر كرده سر خود گيرد ، سزاى سرش اينست . شعر هر آن مرد كو روى تابد ز جنگ * زنى باشد او فارغ از نام و ننگ كسى كو به ميدان كند روى زرد * ببايد رخ از غازه‌اش سرخ كرد اگر كشته گردد به نام آورى * به مردى در آن عرصهء داورى [ 333 ] از آن به كه او زنده باشد مدام * دل آسوده از قيد ناموس و نام پس از آن سر را با بدن ملحق ساخته بعد از تغسيل و تكفين ، به جائى كه از جهت او مقرر بود دفن گرديد . شعر بقائى كه آن را نباشد فنا * بعالم نباشد به غير از خدا وجودى كه هستيش را نيست نيست * ز هر چيز موجود باشد يكيست « 1 » و فرهاد خان اگرچه در ميدان شجاعت و دلاورى و مضمار جلادت و بهادرى « 2 » سرآمد نبود ، اما در عرصهء صلاح و پرهيزگارى و عدم ارتكاب شرب شراب از امثال و اقران گوى مسابقت ربود و پادشاه عشرت انديش « 3 » ، بمبالغهء بيش از پيش ، جميع اركان دولت و مقربان حضرت حتى نواب اعتماد الدوله را تكليف نمود و هر كه قبول نكرد ، كمال آزردگى و بىلطفى ديده از نظر لطف انداخت . و فرهاد خان بهيچوجه من الوجوه دامن زهد و اعتبار خود را به لوث اين ام الخبائث آلوده نساخت و به ميامن شرع اطهر از نايرهء غضب پادشاه سكندر اثر سالم و معاف ماند و با آن شأن و شوكت و كمال عظمت و حشمت هرگز يك قدم از جادهء ادب و خدمت بيرون ننهاد

--> ( 1 ) - : م مود باشد يكيشت . ( 2 ) - م : بهار . ( 3 ) - م : عشرت يش .