محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى

599

نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )

صاحب داعيهء سلطنت و استقلال بود ، از معركهء قتال و عرصهء جدال بارايت منكوس ، بمرافقت اوزبكان منحوس روى ادبار [ 326 ] به وادى نهضت و فرار نهاده به سعى بسيار خود را به ظاهر بلدهء هرات رسانيده و اكابر و اهالى شهر او را از دخول مانع آمده دروازه بر رويش نگشودند و به توهم آنكه مبادا سبب گرفتارى او گردد ، كلمهء « اليأس « 1 » احدى الراحتين » بر زبان آورد و با دل پر حسرت و نوميد [ ى ] تمام دل از مطلوب خود برداشته از آن مقام گذشت و بعد از رفتن او از آنجا كسى نديد و ندانست كه بكدام طرف رفت و حالش بكجا كشيد و آنچنان گم شد كه هيچ آفريده ازو خبرى و نشانى نداد « 2 » و نديد و معنى « سوء التدبير مفتاح التدمير » بظهور رسيد . شعر زهى دولت و حشمت بىزوال * كه از يارى قادر ذو الجلال هر آنكو قدم زد به راه خلاف * نماند از عقاب الهى معاف ازين ملك فانى بسوى سقر * برفتند هر يك بنوعى دگر يكى مُرد و آن ديگرى كشته شد * يكى گم شد و زار و سرگشته شد كسى كو بود دشمن شاه و دين * فلك زو كشد انتقام اينچنين و پادشاه جهانيان بعد از انهزام اوزبكان بىايمان از رباط پريان رايت نهضت افراخته متوجه دار السلطنهء هرات گشت و اهالى آن بلدهء فاخره را از استماع اين بشارت عظمى ، و وقوع اين سعادت كبرى ، سر رفعت و فخر از اوج ايوان كيوان برگذشت و روى همت به ترتيب اسباب آذين بستن و زيب و زينت دادن شهر و بازار شروع كرده هركرا هر چه مقدور و ميسور بود ، از زر و زيور و در و گوهر و جواهر لطيفه و اجناس نفيسهء شريفه بعرصهء ظهور آوردند . و هر صنعت و پيشه كه در انديشهء

--> ( 1 ) - م : الباس . ( 2 ) - د : نشانى بداد .