محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى

595

نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )

بمدعاى غازيان ظفر قرين نبود با وجود اين حالت ، لشكر مخالف را [ 324 ] نيز آنقدر اعتبار نمىكردند كه صفى در برابر بكشند و به قاعده و قانون اهل قتال ، صف جدال آراسته سپاه ظفر پناه را به ترتيب و اسلوب بر جاى خويش بدارند . اما چون رسم و آداب ارباب حرب و شيوهء اصحاب غزو « 1 » و جهاد اينست و برين منوال قرار يافته ، ناچار ايشان نيز صفى بسته مورد كريمه « الَّذِينَ يُقاتِلُونَ فِي سَبِيلِهِ صَفًّا كَأَنَّهُمْ بُنْيانٌ مَرْصُوصٌ » « 2 » گشتند و شرح متانت و محكمى سدى كه كلمهء « رَدْماً - آتُونِي زُبَرَ الْحَدِيدِ » « 3 » صفت ابرام و استحكام آنست ، از صفحهء بيان در نوشتند . صفى در مقابل برآراستند * بر اعدا ظفر از خدا خواستند صفى همچو سدّ سكندر متين * همه پردلان شجاعت قرين سكندر گر از آهن و سنگ ساخت * بنايى كه سر بر فلك برفراخت شه ما ز شمشير و تير و سنان * بنا كرد سدى نهان در زمان و بعد از آراستن صفين ، دين محمد خان بعزم فتنه و شين ، پاى جلادت پيش نهاد و مركب بهادرى در ميدان دلاورى جولان داده اطراف و جوانب لشكر را به امعان نظر ملاحظه كرده سپاه فيروزى دستگاه در نظر شجاعت و شهامتش بسيار كم نمود . لا جرم جمعى كثير از بهادران رزم آزماى دلير ، بيكبار حمله آورده در صدمهء اول اساس ميمنه و ميسره را بر هم زد و سپهر صورت باز شعبده ساز ساعتى با او شيوهء استهزا پيش گرفته چهرهء عروس ظفر در نظرش جلوه‌گر ساخت و به اين عشوه فريب خورده از فحواى كلام فيروزى انجام ، « كَمْ مِنْ فِئَةٍ قَلِيلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثِيرَةً بِإِذْنِ اللَّهِ » « 4 » غافل و ذاهل مانده با گروهى از وجوه لشكر جرار و صفدران روز معركه و

--> ( 1 ) - د : غرور . ( 2 ) - سورهء 61 آيهء 4 . ( 3 ) - سوره 18 قسمتى از آيه‌هاى 95 و 96 آيه چنين است : أَجْعَلْ بَيْنَكُمْ وَ بَيْنَهُمْ رَدْماً - آتُونِي زُبَرَ الْحَدِيدِ . . . ( 4 ) - سورهء 2 - آيهء 249 .