محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى
593
نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )
گشت كه گويند از خراسان گريخته آمده است آخر الامر ، دست تقليد يا سرپنجهء اجل گريبانگير او شده قرار جنگ با سپاه ظفر فرهنگ داد و روى به تمشيت اسباب حرب و قتال و ترتيب آلات جنگ و جدال آورده لشكر را يراق كرده از شهر بيرون فرستاد . اما در وقتى كه پير محمد سلطان [ را ] با ساير اوزبكان به مشهد مقدس بردند نواب همايون اين فتح جزئى را مقدمهء فتوحات كليه دانسته [ 322 ] كلمهء كريمه « إِذا جاءَ نَصْرُ اللَّهِ وَ الْفَتْحُ » « 1 » بر زبان الهام بيان آورده اشارت فرمود كه ايالت و شوكت دستگاه عاليجاه فرهاد خان با بعضى از امراى عظام بهرام حسام ، اعلام نصرت انجام بصوب دار السلطنهء هرات برافرازند و به لوازم تيقظ و انتباه قيام نموده و جانب حزم و احتياط مرعى داشته بمراسم راحت و استراحت پردازند و موكب فيروز بعد از سه روز متعاقب امراى مذكوره انتهاض نموده بعد از طى دو سه منزل بخاطر اقبال ناظر نواب كامياب كه محل الهامات غيبى و مهبط اشارت لا ريبى است خطور نمود كه مبادا نسبت به امراى عظام كه بر مواكب سپهر احتشام سمت سبقت دارند عين الكمالى روى نمايد از اينجهت حكمى باسم نواب فرهاد خان شرف صدور يافت كه ايالت و رفعت پناه بهر موضع كه رسيده باشد ، از آنجا باز يك منزل پس آيد و بموجب « الحرب خدعة » ، در آن مقام اين آوازه دراندازد و اين سخن را بلند سازد كه مواكب پادشاه حسينى مناقب ، رايت معاودت به راه راست عراق افراخت ، يمكن كه از نيشابور گذشته باشد و تا اصفهان جائى توقف نكند و بحسب اتفاق ، شعبهاى از اوزبكان بزرگ بر آهنگ خبرگيرى قريب به لشكرگاه فرهاد خان آمده صوت اين نوا به گوش ايشان رسيد « 2 » و مانند عشاق ، از مژدهء وصال خوشحال گرديده و به اين قول مزور فريب خورده به تعجيل تمام بازگشته اين خبر مخالف به هرات بردند . دين محمد خان از نشأة جام اين پيغام سرمست گشته ، فى الفور علم عزيمت
--> ( 1 ) - سورهء 110 - آيهء 1 ( 2 ) - م : رسانيد