محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى

569

نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )

اوزبكان را ديده فرياد برآوردند كه هى ازبك ، و فرخ خان خبردار شده متوجه ايشان شد و اوزبكان چون بكوه نزديك شدند ، صد كس از خود جدا كرده به زبان گيرى فرستادند و ايشان دچار فرخ خان شده جنگ در پيوست و يكى از آن اوزبكان نزد امرا رفته كيفيت حال باز نمود و جمعى ديگر بمعاونت ايشان آمدند و فرخ خان جنگى سخت كرده اسبش را به تير زدند و او پياده مانده تركش تير پيش خود ريخت و با ازبكان شرير برآويخت . در اثناى حال جمعى از مردمش كه در عقب مىآمدند و اسبى كشيده خان را سوار كردند ، اما دو زحم تير به او رسيده بود و دو سه نفر از ملازمانش كشته شده نزديك بود كه شكست يابد كه درين حال ذو الفقار سلطان برادر فرهاد خان رسيده باتفاق بر آن جماعت زدند و ايشان را از پيش برداشتند . معهذا ، اوزبكان دو كس را از قزلباش گرفته نزد امراى ثلاثه بردند و امرا احوال لشكر و سپاه پرسيدند گفتند كه اين قشون كه نزديك است فرهاد خان است و آن غبار عظيم كه از دور نمايان است و بر اوج فلك رفته علامت موكب همايون شاهى است و امراى ازبك از شنيدن اين خبر بسيار بىدست و پا شده گاه اراده برگشتن ميكردند و گاه مىگفتند « 1 » كه خود را بر اين قشون مىزنيم كه درين حال عمله و فعلهء كارخانهء شاهى كه پيش ميرفتند نزديك اوزبكان رسيدند و و ايشان را ديده خواستند كه خود را بكوه كشند كه سپاه فرخ خان و ذوالفقار سلطان ايشان را از دور ديده متوجه ايشان شدند و مركبان را از جاى برانگيخته خود را رسانيدند و دران دامن كوه جنگى سخت دست بهم داده از كشته پشته‌ها ساختند . آخر الامر ، بيمن اقبال شاهى ، بل بمحض تأييدات الهى ، آن سه سلطان بزرگ با دويست اوزبك ديگر دستگير گشتند و از آثار قدوم سعادت لزوم نواب فلك ركاب ، چهرهء فتح جبين ، در آيينهء ظفر جلوه‌گر گشت و چون اين خبر به گوش

--> ( 1 ) - م ، و مىگفتند