محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى

563

نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )

آن ديار پايمال سم ستوران نشوند ، بهتر خواهد بود ديگر « 1 » دماغ خود را به اين خوش نسازى كه دو سه نفر از غلامان اين آستان كه به حراست بعضى از قلعه‌هاى خراسان مشغول بودند ، بواسطهء بىآذوقگى بدست تو گرفتار شده باشند خوشحال باشى . نظم منت آنچه حقست كردم پيام * تو دانى و [ 307 ] تدبير خود و السلام ذكر زخم خوردن نواب اعتماد الدولة العلية الخاقانية السلطانيه در تاريخ شهر رمضان المبارك سنهء الف ، كه مواكب كواكب احتشام در چمن سپهر انجمن بسطام تشريف اقامت داشتند و غازيان ظفر قران بيمن اقبال شهريار سكندر نشان با سپاه كينه خواه عبد المؤمن خان لواى مقابله و مقاتله مىافراشتند ، متعاقب « 2 » ايلچيان سخندان معتمد عليه از جانب خان مشار اليه به درگاه عالم پناه آمد و شد مينمودند ؛ از آن جمله سيد خواجم نامى كه نزد اوزبكان در كمال عزت و حرمت و از مقربان نامى و معتمدان گرامى خان و پير « 3 » و مقتداى آن طبقه مفقود الايمان بود ، در تاريخ شهر شوال سنهء مذكوره برسم ايلچىگرى آمده در النگ مذكور بشرف عتبه بوسى پادشاه منصور ، مستسعد و سرافراز گرديد و بعد از گزاردن نامه و پيغام و گذرانيدن تحف و هداياى محبت انجام ، منظور نظر اشفاق خسرو بهرام غلام گرديده بنابر مصلحتى ، در آن ايام رخصت مراجعت نيافت و مكرر اظهار دلبستگى و شوق وطن مألوف و مسكن معطوف نموده بهيچوجه درجهء قبول نمىيافت و مكنون ضميرش كه رخصت انصراف بود ، چون پرتو ماه منخسف از افق ظهور نمىتافت تا در آن هنگام كه شهر صفر سنهء ثلث و الف سپاه ظفر فرجام ، در سايهء لواى نواب ركن السلطنة القاهره فرهاد خان و نواب اعتماد الدولة

--> ( 1 ) - م : و ديگر ( 2 ) - م : و متعاقب ( 3 ) - م : خان پره