محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى

560

نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )

گرديديم كه بشرف ملاقات مشرف شويم . چون آن مالك رقاب توجه رايات عزّ و جلال استماع نمودند ، از اسفراين كوچ كرده متوجه نيشابور بودند با آنكه عساكر گردون اساس در اسفراين نزول نموده بود ايشان روانهء مشهد مقدس بودند و چون حقيقت حال بعرض اشرف اقدس رسانيدند جمعى از امراى نصرت شعار رفيق نواب سلطنت پناه خان الزمانى فرهاد خان نموده از عقب ايشان فرستاد كه شايد در مشهد مقدس بملازمت رسند آنجا نيز توقف نكرده از راه جام متوجه بلخ شده بودند امراى مذكور نااميد و مأيوس معاودت نموده بپايهء سرير خلافت مصير رسيدند مقارن آن حال مكتوب محبت اسلوب ايشان بعنوانى كه مضمون خاطر شريف بود رسيد چون از روى اتحاد و دولتخواهى نوشته بودند ، آن مضمون را صدق دانسته معاودت نمود و عنان عزيمت بجانب عراق معطوف داشت درين و لا بعرض اشرف رسيد كه به نيشابور تشريف آورده‌اند . آن دولتى كه ميطلبيديم عمرها * پوئيد راه خانه و خود بر در آمده به هيچ چيز مقيد نشده بسرعت تمام ميرسيم بىآنكه بقاعدهء پارسال كه هنوز از آفتاب عالمتاب ما پرتوى و از ماه علم اژدها پيكر اثرى ظاهر نشده بود ، كه چون بنات النعش پراكنده و غايب شدى . غرض كه ديگر از ذوق ملاقات طاقت طاق و از غيرت وصال ماه مهجورى « 1 » در محاق . بتوفيق قادر ذو الجلال و تأييد ايزد متعال به همه حال درين سال « 2 » در بلخ و آن محال و در هر محل كه نصيب ما باشد ملاقات خواهد شد . خورشيد اشتهارا ، دو كلمه كه منشيان عطارد نشان درين ولا مرقوم قلم خجسته رقم نموده‌اند كه خداى بر آن بنده ببخشايد كه قدر خود بداند و پاى از حد خود فراتر ننهد ، اين معنى با عالميان روشن و هويدا است كه قادر بر كمال

--> ( 1 ) - م : ما مهجورى ( 2 ) - م : دو الجلال در اين سال