محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى
557
نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )
و نهى ما را گردن نهادهاند و گردنكشان جهان برين آستان سر اطاعت نهاده . شعر ز دريا به دريا سپاه منست * جهان زير پر كلاه منست ملوك جهان صف زده بر درم * بسيط جهان تنگ بر لشكرم به روى زمين حكمرانى كجاست « 1 » * كه از جان نه منقاد فرمان ماست [ 304 ] غرض از تمهيد [ اين ] مقدمات و تحرير اين مقالات آنست كه پارسال بناى اتحاد و يگانگى بتحف و هدايا نه استحكام پذيرفته بود كه بسخن ارباب غرض « الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ » « 2 » ، خللى و نقصانى به آن راه يابد ، با وجود آن بتحريك جمعى از عاقبت برگشته گرايلى ، خود را تصديع داده عنان عزيمت به آنصوب منعطف ساخته بىآنكه مقصود و مطلوب كه مكنون ضمير ايشان بود حاصل شود مراجعت فرمودند و انواع نقصان بجميع سپاهى و رعيت و عجزه راه يافت و درين ولا كه نور محمد سلطان و ولد آن حاجم خان از كمال اضطرار و غايت گمراهى به ارادهء آنكه بتازگى انواع خصومت و منازعت انگيز نمايند ، رجوع به آن جانب نمودهاند ما حصل آنجماعت برگشته روزگار بر همگنان اظهر من الشمس است و يقين است كه از كمال بىدولتى و گمراهى ، كار و بار آن طايفه بكجا منتهى شده و خواهد شد . اگر در بنيان « 3 » عهد و پيمان كه مسطور مكتوب شريف شده بود خلل راه نيافته آن هر دو را مصحوب اعتماديان خود ، بدرگاه عالى فرستند و اگر اين مضمون بخاطر شريف راه نيابد حكم فرمايند كه در اقليم ايشان نباشند و بهرجانب كه خواهند روند و بعد از آن چون داعيهء ضمير منير فيض تأثير بدان مصروف و معطوف است كه عقد يگانگى منظور بوده خلل و نقصان بقواعد بناى آن راه نيابد ، از ولايت سمنان كه ابتداى ملك خراسان است هر سال اين رفت و آمد از جانبين به سخن
--> ( 1 ) - م : كراست ( 2 ) - سورهء 8 آيهء 49 . ( 3 ) - شد در بنيان