محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى
551
نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )
خان والى ولايت كوه كيلويه استمداد و استعانت نمايد . بنابرين چون كار در حصار ، برو تنگ شد ، قاصدى از روى استعجال به محال مذكوره فرستاد و شجاعت دستگاه مهدى قليخان على الفور يكصد و پنجاه نفر از لشكريان ظفر اثر روانهء دزفول ساخت و خود در عقب با پانصد نفر ديگر از دلاوران قمر سرعت مريخ منظر ، علم نهضت افراخت و آن صد و پنجاه كس در وقتى رسيدند كه لشكر حويزه و ششتر ، بر سر جنگ و جدال بودند و امير مبارك آن روز به نفس خود مباشر حرب و قتال گرديده جماعت مذكوره از گرد راه بىمحابا خود را بر آن سپاه زدند و امير مبارك با اعراب در صدمهء اول پنجاه كس از لشكريان مهدى قليخان را به طعن نيزه از [ روى ] زين بر زمين افكندند و صد كس ديگر بضرب شمشير از آن ورطهء داروگير خود را بكنار عرصه كشيده صف زدند و لشكر عرب تا هنگامى كه جنود « 1 » شب زنگى سلب رايت افراخت ، به كار حرب و قتال اشتغال نموده خيلى از سپاهيان حصارى را بخوارى روانهء شهر بند عدم ساخت « 2 » . و چون رسم محاربت و مخاصمت ميان والد و ولد ممتد شد و احوال امير بدر الدين [ 301 ] در آن حصار بمرتبهء عجز و اضطرار رسيد عرضهاى مشتمل بر كيفيت نافرمانى پدر و شرح مجادله و مقاتلهء اعراب را سر بسر مصحوب قاصدى جلد صبا سرعت ، بدرگاه جهان پناه ارسال گردانيده و تفقد پادشاهانه شامل حالش گشته فرمان لازم الاذعان شرف صدور يافت كه موازى ده هزار نفر از سپاهيان نصرت آثار ظفر پيكر در ركاب فتح انتساب نواب ركن السلطنة العليه فرهاد خان و نواب اعتماد الدولة العلية الخاقانيه ، حاتم بيگ ، به آن ولايت رفته آن مملكت را بالكليه از تصرف امير مبارك انتزاع نمايند « 3 » و بلدهء دزفول را با توابع به امير بدر الدين گذارند . [ و ] زمام حكومت و محافظت باقى آن بلاد را به قبضهء اهتمام و پنجهء
--> ( 1 ) - م : جنو . ( 2 ) - م : ساختند . ( 3 ) - م : نموده .