محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى
549
نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )
امير آخور ، با خلعت از كمر و تاج ، به استخلاص مال و خراج حسب الحكم مطاع به آن ولايت رفت و امير مبارك بعد از اطلاع ، به استقبال خلعت و فرمان لازم الاتباع شتافته بپوشيدن تشريفات پادشاهى مفتخر و مباهى گرديد . و مراد بيگ شمهاى از آثار لطف و قهر شهريار عدالت بهر ، به گوش هوش امير مبارك رسانيده ، شاهوردى سلطان ، از آن كلمات تهديد آميز ، بغايت ترسيد و هراس بىقياس بر خاطرش مستولى شده زبان معذرت در كام سكوت كشيد و مراد بيگ آن خاموشى را بر كبر و نخوت محمول ساخته سخنان درشت تخويفانگيز به او گفت و بينهما اساس عداوت مستحكم شده اما امير مبارك ، از آن سخنان متأثر گشته بمقام اطاعت « 1 » و بندگى درآمده و پيشكشى لايق ، از جواهر و نقود و نفايس اجناس آن حدود ترتيب داده با صد سر اسب ابغر بدوى و سى رأس ماديان عدوى به درگاه عالم پناه ارسال داشت . و در حين توجه مراد بيگ ، ولد امير مبارك ، امير بدر الدين ، تحف و هداياى مناسب بهم رسانيده مصحوب مراد بيگ به ادراك شرف پاى بوس مشرف گشت و تحفه و نيازش ، شرف قبول يافته و منظور نظر الطاف پادشاه كسرى اوصاف گرديده فرق [ 300 ] افتخارش از اوج فرقد برگذشت ، و بعد از چند گاه كه ملازمت بارگاه فردوس اشتباه بجاى آورده و مكرر بسعادت مجالست مجلس بهشت آيين و محفل ارم تزيين مستسعد و سرافراز آمد ، در حين رخصت ، نشان حكومت دزفول ، باسم او مرقوم قلم منشيان عطارد رقم گرديده و امارت پناه مراد بيگ شاملو ، كه شمهاى از آثار نخوت و شيوهء مخالفت شاهوردى سلطان بعرض رسانيده بود ، او نيز مرخص شده با پروانچهاى كه متضمن قتل شاهوردى سلطان بود ، مصحوب امير بدر الدين روانهء مقصد گشتند . و پس از وصول امير بدر الدين به دزفول ، حكومت او موافق طبع امير
--> ( 1 ) - م : عداوت .