محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى
543
نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )
آن بحر طوفان انگيز از دامن آن كوه برخاسته نيم شبى بر سر كوچ و اوروق او ريخته تمامى را اسير و دستگير كردند و خانهاش را غارت نموده جميع جهات و اسبابش كه چون اوصاف ذميمهاش بىحد و غايت بود به تحت تصرف درآوردند و عليخان بعد از شنيدن اين خبر مرگ اثر و تحقيق اين قضيهء پر بليه پاى ثبات و قرار و كوه تمكن و وقارش به زلازل خوف و هراس از جاى رفته اعراض و اضطراب بىقياس كرد و نه زنده و نه مرده تغيير وضع كرده از آن كوه پر وحشت و اندوه بپايان آمده و در لباس مجهولان بهر طرف متردد گشت چارهء استخلاص متعلقانش با خود نقش مىبست و هر شب در منزلى مقام و هر روز در جنگلى آرام ميگرفت و بعد از چند روز كه لشكريان فيروز را معلوم شد كه آن وحشى صفت حيوان سيرت از آن كوه به زير آمده و به لباس پيادگان گيلك سياه پوش شده مانند سگ در بدر مىگردد ، چند نفر از غازيان جلادت نشان هم به صورت ايشان برآمده طريق تجسس پيش گرفتند عاقبت الامر ، زنى مردانه و عورتى فرزانه ، آن بدبخت منافق را در منزلى ديده و شناخته آن جماعت را خبر داد و ايشان مانند اجل موعود ، غافل بر سر آن لعين مطرود رفته و او را گرفته دست و گردنش به كمند پهلوانى بستند . پس از آن ، بدست آوردن متابعان [ 297 ] و هواخواهان او را وجههء همت ساخته پاى سعى در طريق طلب نهادند و بعد از اندك ترددى بعضى از آنها كه مانند جانوران وحشى به جنگلها گريخته بودند ، بدست افتادند و جمعى از مردم گيلان كه از فساد و عناد طالشه كلى ، كه خمير مايهء كلى اين فسادها بود ، بسيار آزرده و آشفته بودند و مناص و مفر او را ميدانستند ، به بهانهء ديدن و پرسش احوال كردن بر سر او رفتند و او را از خود غافل ساخته به كمند قيد درآوردند و به صحبت يارانش رسانيده به غازيان سپردند و همچنين چند كس ديگر كه از اهل فساد و فروزندهء آتش كينه و عناد بودند ، هر يك را بعنوانى بىجنگ بچنگ