محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى
503
نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )
مجادله افراشت و يك دو مرتبه اوزبكان بحوالى حصار آمده چند سوار جرار و پيادههاى جلد كماندار و تفنگچيان برق آثار صاعقه كردار از حصار بيرون رفته دمار از روزگار ايشان برآوردند و چند نوبت اين صورت واقع شد هر كرّت پيادهها جنگهاى دليرانه كرده سر بسيار و غنيمت بيشمار به شهر مىبردند تا آنكه عبد المؤمن خود با تمامى لشكرش كه قريب به هفت هشت هزار كس بود آمده در اواخر ماه رمضان مذكور آغاز حصارگيرى كرد و لوازم جلادت و دليرى بفعل آورد و بدستور سابق لشكريان عراق بيرون رفته محاربات صعب اتفاق افتاده و هر بار كارزارى كردند كه شهسوار ميدان فلك زبان به تحسين گشاد : [ 276 ] ز جنگ پياده در آن داورى * بسى سر فتاد از تن لشكرى برون رفتن مرغ تير از كمان * رساندى پيام اجل هر زمان بهر سينه كان تيرها جا گرفت * درو طاير مرگ مأوا گرفت رسيدى چو شمشير بر فرقشان * شدى فرقشان هيأت فرقدان سرو دست و پا بس كه بر خاك راه * پر از گوى و چوگان شد آن عرصهگاه دليران در آن عرصهء نام و ننگ * همه دست برده به تير و تفنگ شد از زخمها كامد از پيش و پس * بدنها مشبك به شكل قفس ز بسيارى خون كه رفت از جروح * قفسها تهى ماند از مرغ روح اما روز بروز جانب اوزبكان قوت گرفته بواسطهء قلت آزوق « 1 » و كمى يراق ، آثار ضعف از طرف محصوران و لشكر عراق ظاهر ميشد . بنابرين درويش محمد خان صورت واقعه را بر رأى ملك آراى اركان دولت قضا صولت معروض داشته استعانت و استمداد از التفات پادشاه جمجاه نمود و نواب صاحبقران با وجود وقوع قضيهء گيلان و حدوث فتنه و آشوب در آن مكان ، مقرر فرمود كه موازى سه هزار پياده
--> ( 1 ) - م : آذوقه