محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى

500

نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )

نميتواند رسيد ، با سپاه بيحدّ از جاى برآمده لواى نهضت بجانب خوارزم افراخت و پس از وصول بساحل جيحون ، قاصد ديگر به خوارزم فرستاده حاجم خان را از توجّه خود خبردار ساخت و حاجم خان در صدد آن شد كه برج و بارهء شهر را محكم ساخته حسب المقدور بمراسم حصاردارى و تهيهء اسباب و يراق لشكريان حصارى پردازد و روى همّت بلوازم اين امر لازم آورده هر دروازه‌اى به اميرى ، و هر برج به صاحب تدبيرى سپرده « 1 » آلات و ادوات قلعه‌دارى مهيّا و آماده نموده هر چيز را بمحلّ خود برده ليكن جمعى كثير ، از امير و وزير و صاحبان فكر و تدبير و اكابر و اشراف و متعيّنان آن ملك و اشراف كه ايشانرا ضبط مال و منال و حفظ ناموس اهل و عيال دامنگير بود ، بهيچوجه تجويز جنگ ، و هتك استار نام و ننگ نميكردند و بموجب « السلم خير « 2 » من الحرب » ، رأى ايشان بمصالحه و مهاونه قرار يافت ، صلاح در وقوع جدال و قتال نديدند و مصلحت همه بر اين قرار گرفت كه چون درين محل ، بنا بر عروض موانع و حدوث بعضى وقايع امدادى و اعانتى از سپاه بهرام يراق عراق به اين ولايت نميتواند رسيد ، و لشكر خوارزم و اين حدود را قوت و قدرت مدافعهء آن گروه نامعدود نيست و به مجرد اجتماع اهالى اين مرز و بوم ، رفع هجوم اوزبكيهء شوم صورت امكان ندارد ، صلاح روزگار و صرفهء مردم اين ديار درين است كه تو خوارزم را گذاشته ، علم توجه بپايهء سرير گردون نظير پادشاه ايران برافرازى و خاطر خود را از رهگذر مقيمان و متوطنان و رعايا ايمن و مطمئن سازى كه ظاهر اينست كه چون عبد اللّه خان به اين ديار آيد و ترا كه مقصود بالذاتى نيابد ، از در خشونت در نيايد و مزاحمت به حال ساكنان اين بلاد نرساند . معهذا بمضمون « الضرورات تبيح المحظورات » « 3 » عمل نموده اهالى اين ملك ضرورتا او را استقبال كرده پيشكشى فراخور حال اين بازماندگان

--> ( 1 ) - م : سپرد ( 2 ) - م : غير ( 3 ) - م تبيح المحذورات