محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى

496

نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )

جهت روى توجه بكر ياس دولت اساس او آورده ازين طريق انحراف نورزند و از سلوك سبيل مطاوعت و جادهء « 1 » متابعت اعتساف جايز نشمرند هر آينه « 2 » بنيان قصر دولت و بنياد كاخ حشمت ، بيمن آثار موافقت و اظهار مصادقت از سمت هدم و اختلال و وصمت نقص و انفصال مصون « 3 » و محفوظ ماند . مقصود ازين مقدمات و مطلوب ازين مقالات آنكه بر ضمير منير آن سلطنت سرير مخفى نماند كه بواسطهء عروض پيرى و كبرسن و حلول ضعف دل و دماغ سر ، و برگ مشغلهء جهانبانى و سوداى حكومت و سلطانى نمانده و اعتماد بر عمر عزيز نيست و زندگانى دوباره كسى را نداده‌اند . صلاح [ كار ] و خير روزگار « 4 » خود درين دانست كه دست تصرف از دامن شاهد فريبندهء دنياى بىوفا كشيده ، روى همت باحراز اسباب سفرى كه ناگزيرست آورد و اگرچه بقيهء اوقات زندگانى به تدارك و تلافى مافات وفا نميكند ، حسب المقدور آنچه از حاصل زندگى مانده باشد صرف تحصيل لوازم استفتاح ابواب فلاح و نجاح نمايد . نظم چو دست حيات آستين بر فشاند * ازين پس بعمر اعتمادى نماند چو عمر دوباره نيابد كسى * چه حاصل كه ماند به دنيا بسى اگر صد بود عمر اگر چهار صد * كه آخر ازين خانهء چار حد ببايد گذشت و ببايد گذاشت * خوش آنكو اقامت درينجا نداشت بر آنم كه مانند كار آگهان * كشم دست همّت ز كار جهان عنان ممالك ز پيوند خويش * نهم در كف حكم فرزند خويش لهذا ، بصلاح و كنكاج امرا و اركان سلطنت و مشورت و مصلحت اكابر دين و دولت فرزند كامكار سلطنت شعار ، عبد المؤمن را پادشاه كرده بر سرير خانى و مسند

--> ( 1 ) - م : چاره ( 2 ) - م : نشمرند هر آئينه ( 3 ) - م : مصمون ( 4 ) - متن : صلاح روزگار و خير روزگار .