محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى

491

نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )

نمىپايد و پشتهء خس و خاشاك ، در رهگذر سيل خطرناك مجال اقامت و محل استقامت نمىيابد . شعر بصيد ارچه شاهين بود تيز پر * ز سهم عقابست او را حذر بود چرغ اگر چابك و صيد ساز * چه بنمايد اندر بر شاهباز بود گرگ هر چند صحرا نورد * كجا با پلنگ آيد اندر نبرد گوزن ارچه در بيشه باشد دلير * نيايد بميدان درنده شير بهيئت بود گرچه شير ژيان * چه سان آورد تاب ببر دمان و جمعى كثير از جوانان با تهور دلير ، دامنهاى زره بر كمر استوار كرده و كمانها در بازو و تفنگ بر سر چنگ ، بهيأت رنگ و پلنگ « 1 » از اطراف و جوانب آن « 2 » كوه سپهر شكوه چون كوكب اقبال شاه ثوابت گروه ، صعود نموده برآمدند و بضرب تير اجل تأثير و تفنگ مرگ آهنگ ، چند نفر از آن وحشى صفتان را در آن كوه از كمر انداختند و بر قلهء آن جبل‌كه با كنگرهء ايوان زحل دم مساوات ميزد ، لواى آسمان ساى نصرت نماى برافراختند و چون آن ساكن كوه اندوه ديد كه آن مقام هم محل سكون و آرام نيست . كلام بلا اشتباه « لا عاصِمَ الْيَوْمَ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ » ، « 3 » بر زبان بيان حيرت آورده مانند سيارهء بخت نگون خود ، از آن فراز روى به نشيب آورد و قدم پشيمانى و ندم ، در بيابان بىپايان نيكنامى نهاده ، بمثابهء آرزوى تنگدستان از نظر اميد غائب و پنهان گرديد و شهريار شير شكار ، از پى آن صيد بىقيد سمند آهوگير برانگيخته بنفس نفيس آن نخجير از دام جسته را تعاقب نمود . نظم برانگيخت توسن بكردار باد * يكى بحر پيماى آتش نهاد

--> ( 1 ) - ظاهرا بهيئات و رنگ پلنگ . ( 2 ) - م : او . ( 3 ) - سورهء 11 آيهء 43 .