محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى
486
نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )
چندگاه بين الامرين متردد بود . گاه داعيه داشت كه ترك مسكن مألوف و موطن معطوف كرده لواى فرار به ديار كردستان ، يا بجانب عربستان برافرازد و احيانا همت بلند و طالع ارجمندش اقتضاى آن مينمود كه بدست آويز و انابت و پايمردى مصلحان و شفيعان صاحب عزت ، خود را در سلك غلامان اين آستان كه دار الامان سرگشتگان وادى عناد [ 267 ] و نازل منزله « وَ مَنْ دَخَلَهُ كانَ آمِناً » « 1 » ست ، منخرط و منتظم سازد . آخر الامر ، بدلالت عقل عاقبت اندوز و هدايت كوكب بخت فيروز از اطوار ناموافق و اوضاع نالايق ايام سابق ، نادم و پشيمان گرديده بمقام اعتذار و استغفار درآمده و ديدهء فكرتش از اداى سعادت انتماى « السعيد من وعظ بغيره » متيقظ و متنبه گشته ، التجاء به اين آستان قدسى مكان آورده بتوسط بعضى از مقربان مزاج دان ، احوال خير مآل او بذروهء عرض نواب عرش جناب رسيد و اشارت عاليه برين نهج شرف صدور يافت كه رفعت دستگاه محراب بيگ قراداقلو ، كه والد جناب نظارت مآبست ، بولايت « 2 » لرستان رفته خاطر شاهوردى خان را از آثار خوف و قهر عالمسوز و بيم غضب دوزخ افروز پادشاه فيروز روز ايمن و مطمئن « 3 » گرداند و از وادى طغيان و غوايت و بوادى خذلان و شقاوت ، بسرچشمهء يكرنگى و مشرع « 4 » يكجهتى و اختصاص رساند و محراب بيگ در تاريخ بيستم جمادى الآخر سنهء تسع و تسعين و تسعمائه ، به آن ولايت شتافت و بعد از وصول و حصول « 5 » اسباب صحبتهاى مرغوب مقبول ، شاهوردى خان كمال اعزاز و احترام نسبت به محراب بيگ مرعى داشته لوازم دولتخواهى « 6 » و اخلاص بتقديم رسانيد . پس از چند روز روى توجه و اهتمام به تهيهء اسباب شفاعت و انتظام جهات عبوديت و ضراعت آورده و والدهء ماجدهء خود را با پسر و جمعى از مردم خردور معتبر با پيشكشهاى نادر « 7 » و تحفههاى خاطر پسند وافر ، به درگاه خواقين پناه ارسال
--> ( 1 ) - سوره 3 آيهء 97 ( 2 ) - م : مآب بولايت ( 3 ) - م مطمئن و ايمن ( 4 ) - م : مشرح ( 5 ) - م : وصول حصول ( 6 ) - م : دولت دولتخواهى ( 7 ) - م : ناطر