محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى

483

نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )

لاهيجان شتافته آن بلده را با جميع توابع و لواحق از لوث فساد آن گروه منافق پاك ساختند و طالشه كلى كه خميرمايهء اين فساد و مادهء كلى اين نزاع و عناد بود با بعضى ديگر از مخالفان عنود « 1 » ، هر يك بجنگلى پناه جسته با حيوانات آن بيشه ، مانند بخت تيرهء خود غنود « 2 » و مملكت گيلان بار ديگر بحسن سعى و كمال تدبير خان كشور گير ، ملاذ « 3 » و ملجاء سلاطين ايران . شعر سرافراز دين پرور دادگر * سرانداز سرهنگ بيدادگر ز تأييد او ، بازوى دين قوى * ازو يافته دين و دولت نوى ازو پايهء تخت دولت بلند * ز اقبال او سلطنت ارجمند ز عدلش درين عالم پر ملال * مزاج جهان يافته اعتدال وجودش مدار زمين و زمان * جهانگير از وصيت امن و امان همه حسن اقوال و افعال او * پسنديدهء خسرو نامجو بود تا بهم ، سايه و آفتاب * مبادا جدا از شه كامياب القصّه ، بعد از مسخر ساختن كشور گيلان حكومت و امارت هر يك از بلاد آن سواد را در عهدهء محافظت يكى از امراى معتبر عدالت گستر قرار داد و عليخان حاكم رشت و فومن را بدستور سابق بحكومت گيلان بيه پس مصحوب امارت دستگاه حسين خان شاملو ارسال داشت و بعد از آنكه خاطر عاطر از مراسم ضبط و نسق و رواج و رونق آن مملكت فارغ ساخت ، لواى توجه به ادراك شرف پاى بوس پادشاه سليمان ناموس برافراخت . در خلال اين احوال ، امير حمزه خان طالش ، كه چندگاه باضلال بعضى از شيطان صفتان ضال « 4 » ، در وادى غوايت و ظلال افتاده بود ، نظر بر صفحهء حال و صحيفهء

--> ( 1 ) - م : غنود . ( 2 ) - م : تيره غنود . ( 3 ) - م : ملاد . ( 4 ) - م : حنال .