محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى
478
نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )
ساخته نهايت كار و بار خود را بديدهء تأمل و نظر تعقل نديد و قاصدى نزد اهالى و اعيان رشت فرستاد و برين وجه پيغام داد كه چون حاكم و سردار شما را بىجهتى ظاهر و سببى باهر ، مؤاخذه و مقيد كردهاند و در مقام استيصال نهال آمال او درآمده عنقريب ملك شما پايمال حوادث خواهد گشت بلكه اين فتنه و فتور در ولايت ما نيز سرايت كرده عمدهء ممالك گيلان مستأصل و مستهلك خواهد گرديد ، غيرت و تعصب مقتضى آنست كه ما و شما به يكديگر [ 263 ] اتفاق نموده طايفهء قزلباش را بالكليه از مملكت گيلان اخراج كنيم و به اين مادهء فاسد و سوداى اين متاع كاسد بازار « 1 » خلاف و عناد را گرم ساخته از چهار سوى روى نفاق بميدان اتفاق آوردند . و چون اخبار اجتماع مخالفان و آثار نزاع معاندان و يكجهتى و يك دلى ايشان به گوش امارت مآب احمد بيگ بيگدلى رسيد ، بمقام تأويل آن قوم شقاوت نصيب بيگدلى درآمده قورچيان عظام و غازيان بهرام حسام كه در لاهيجان و توابع بودند مجتمع ساخت . و مستعد جنگ و جدال و متشمر حرب و قتال گشته باستظهار آن جماعت ، از لاهيجان بيرون آمده [ لواى مقابله ] و مقاتله افراخت و بعد از تقارب فريقين و تسويهء صفوف از طرفين ، طالشه كلى با اتباع خود بسپاه رشت و لشكر گسكر ملحق گشت « 2 » و سپاهيان گيلان كه در سايهء حمايت و كنف رعايت كيا فريدون انتظام داشتند متفرق گرديده مردى و مردمى را به غبار نامزدى و بيمروتى انباشتند و احمد بيگ را چون صرفه در وقوع جنگ و لوازم ثبات و درنگ نبود ، و رفتن به لاهيجان نيز متعسر مينمود ، بنابر مصلحت وقت صرف عنان از آن معركه نموده « 3 » مصحوب كيافريدون روى توجه بموضع ديلمان آوردند و چون پرتو نور شعور پادشاه مؤيد منصور بر ساحت كيفيت جرأت آن گروه جاهل مغرور افتاد ، فرمان لازم الاذعان شرف نفاذ يافت كه امراى اطراف با سپاه شجاعت اتصاف و لشكر ظفر دليل اردبيل در ظل رايت نصرت
--> ( 1 ) - م : متاع بازار . ( 2 ) - م : شد . ( 3 ) - م : نمود .