محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى
475
نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )
چو رايت برافراخت باد بهار * درو دشت شد گلشن و لاله زار سپاه نبات از زمين سر زدند * رياحين ز هر گوشه صف برزدند « 1 » ز هر گلبنى شد شكفته گلى * سرآينده بر هر گلى بلبلى ز شوق تماشاى صحرا و باغ * جهان يافت از كلفت وى فراغ بفصلى « 2 » چنين خرم و دلگشا * به تأييد اقبال بىمنتها شهنشه سپه سوى صحرا كشيد * سراپرده بر چرخ و الا « 3 » كشيد در فصل بهار كه از آثار رشحات ابر آزار ، عروسان لاله و ازهار ، بر طرف چمن و گلزار برقع شرم از عذار گشودند ، و باد صبا بدست اعتدال هوا ، نقاب حيا از رخسار شواهد اشجار برداشته چهره به نونهالان و تازه جوانان گلستان نمودند ، در تاريخ پنجم شهر رجب سنهء احدى و الف ، موكب نصرت دليل ، بصوب دار الارشاد اردبيل در حركت آمده ساحت آن خطهء جنت راحت مطرح ظلال چتر آفتاب مثال گرديد و پس از ادراك سعادت وصول به حظيرهء خطير و حصول اسباب طواف روضهء ملك مطاف ، عبور موكب همايون فرازندهء تخت و تاج بر حوالى موضع قراآقاج واقع شده در آن مقام ، هر يك از سلاطين و حكام ، از اطراف و اكناف آن مكان و بعضى از بلاد متقاربهء مملكت گيلان به تخصيص ، على بيگ حاكم رشت و فومن بمرافقت امير سياوش به تقبيل بساط اردوى لشكر كش ، مستسعد و سرافراز گشت و جبين ارادت بر زمين اطاعت سوده بعد از كشيدن پيشكش لايق منظور نظر التفات گرديده فرق اعتبار و افتخارش از ذروه فلك برگذشت ، مگر امارت پناه امير حمزه بيگ طالش كه بواسطهء تقصيرات ايام سابق و تساهلات اوقات لاحق ، از آثار سخط و غضب شهريار سكندر حسب انديشمند گشته بسعادت آستان بوسى مبادرت ننمود . لا جرم فرمان لازم الاذعان شرف صدور
--> ( 1 ) - د : رياحين زهر گوشه . اى سر زدند . ( 2 ) - د : بفصل . ( 3 ) - م : ولا .