محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى
463
نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )
در آنجا مانده و در يساق خراسان داخل موكب ظفر قران نبودهاند ، در كمال تقطيع و زيور ، به نظر سياست اثر شهريار تا جور در آمدند و نوّاب سكندر حسب از غايت قهر و غضب ، بنفس اشرف متوّجه تأديب آن جماعت كه پنج نفر بودند گرديد و هر كدام را بعنوانى ، بعضى را به زخم پيكان آبدار و بعضى را بضرب شمشير آتشبار حروف زندگانى از لوح وجود سترده به يساق آن جهان فرستاد و اجساد خبيثه و جثهء خسيسهء آن بىخردان غافل و مغروران جاهل بر سر ميدان شهر بر دار عبرت كشيدند و اهالى كاشان از اينجهت خوشحاليها كرده به آذين بستن و شهر آراستن مشغول گرديدند و در و ديوار آن بلدهء جنت آثار را بصورتهاى عجيب و غريب و تماثيل غرابت آثار خاطر فريب آراسته بساط كلفت و ملال در نورديدند و صورت اكثر حيوانات وحشى و انسى مجسم از گل و گچ ساخته و در غايت مشاكلت و مماثلت پرداخته و بر غرفهها و ايوانها و سطوح [ 255 ] عماراتى كه پيرامن ميدان واقعست نصب كردند . و آنچه از لوازم زيب و زينت و مراسم عيش و عشرت باشد بفعل آوردند و سه شب متعاقب چراغان كرده هر شب مقدارهاى كلى شمع و پيه و ساير ادهان « 1 » مشتعله در چراغدانها و فانوسها سوختند و فضاى آن خطهء فردوس نماى را از پرتو شمع و چراغ ، بمنزلهء بزم سپهر افروختند . پس از آن لواى نهضت ، بصوب مستقر سلطنت برافراخته يكشب در دار المؤمنين قم توقف فرمود و ايالت دستگاه حسن خان شاملو بكشيدن پيشكش و ساورى قيام نموده چراغان فرمود و رايت نصرت آيت « 2 » روز ديگر از آن خطه نهضت نموده بعد از وصول بدار السلطنهء قزوين ، بحسب اتفاق دوايلچى ، يكى از جانب خواندگار پادشاه مملكت روم و ديگرى از طرف حاكم اوزبكيهء شوم بدرگاه خواقين پناه رسيدند و در روزى كه ايلچيان را بمجلس جنت قرين بار داده بودند ، جناب فصاحت و بلاغت شعار نادر الزمانى مولانا وجيه الدين شانى كه
--> ( 1 ) - م : ادها . ( 2 ) - م : ايالت .