محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى

438

نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )

سفينهء اميدش در گرداب حيرت و زورق مقصودش در غرقاب فكرت فرو رفته از ساحل وصول دور تر ميگرديد و چندانكه وسائل و وسائط انگيخت كه شايد بدستيارى ملاح تزوير و به پايمردى غواص تدبير گوهر مراد ازين لجهء دور غور برآورد ، به هيچ طور بهم نرسيد . آخر الامر چون ديد كه بموجب كريمه « أَنَّ اللَّهَ مُوهِنُ كَيْدِ الْكافِرِينَ » « 1 » ، به مجرد انبساط دام مكر و انتشار دانهء كيد طاير بلند آشيان اين آرزو صيد نميشود [ و ] هماى همايون جناح اين تمنا بقيد در نمىآيد و به اين شيوه كارى از پيش نميرود و به اين انديشه درى از مدعا نميگشايد و حصول اين مطلب بتهيهء اين سبب دست نميدهد ، بار ديگر محرك سلسلهء عناد و نفاق گرديده ايلچى فرستاد و همان مقدمات اوائل و حكايات لا طايل كه متضمن صلح و جنگ بود پيغام داد و چون مهم صلح بموجبى كه موافق اراده و مطابق مدّعاى او بود صورت امكان نداشت ، قرار بجنگ يافته موكب همايون از موضع جاجرم بعزيمت رزم نهضت فرمود . و چون انتهاض رايت فيروزى آيت عبد المؤمن سلطان را يقين شد ، از مشهد مقدس بولايت جام انتقال نمود و برين قياس درين مدت هر چند اردوى جهان پوى يك منزل به قصد ملاقات او پيش رفت ، او دو مرحله بقدم تعجيل پيموده باز پس ميرفت و بعد از آنكه مكرر اين صورت وقوع يافت و متحقق شد كه عبد المؤمن نصيحت پدر گوش كرده با معسكر « 2 » نصرت اثر برابر نميشود از اينجهت كه شايد عرق حميت و غضب جاهليتش به حركت آمده و دست تقليد دامن نام و ننگش گرفته در مقامى پاى ثبات قايم كند به او پيغام كردند اگر فى الواقع ترا داعيهء سلطنت در خاطر و خيال جهانگيرى در سراست ، قاعده اينست كه در جايى كه صلاح دانى توقف فرمايى تارايات نصرت علامات ما سايهء وصول بر آن مقام افكنده التقاى فريقين كه منتهاى مطلب و نهايت مقصد لشكر ظفر سلب [ است ] سمت حصول يابد . و همچنين كه

--> ( 1 ) - سورهء 8 ، آيهء 18 ( 2 ) - م : عسكر .